صفحه ی ۱ http://www.aftab-yazd.com/pdf/2196/6.pdf
صفحه ی ۲ http://www.aftab-yazd.com/pdf/2196/7.pdf
صفحه ی ۳ http://www.aftab-yazd.com/pdf/2196/8.pdf
صفحه ی ۴ http://www.aftab-yazd.com/pdf/2196/9.pdf
از بلاگ معلمان تهران
صفحه ی ۱ http://www.aftab-yazd.com/pdf/2196/6.pdf
صفحه ی ۲ http://www.aftab-yazd.com/pdf/2196/7.pdf
صفحه ی ۳ http://www.aftab-yazd.com/pdf/2196/8.pdf
صفحه ی ۴ http://www.aftab-yazd.com/pdf/2196/9.pdf
از بلاگ معلمان تهران
احضار چند تن از فرهنگيان سنندج به حراست
طي روزهاي گذشته چند تن از فرهنگيان سنندج به نام هاي بهاءالدين ملکي ، رامين زند نيا و حيدر زمان به حراست اداره کل آموزش و پرورش استان کردستان احضار شدند. گفته مي شود اين افراد به علت فعاليت درانجمن صنفي معلمان سنندج و توزيع بيانيه اين انجمن، به اداره کل آموزش و پرورش احضار شده اند. خبرنامه امير كبير
جنازهاش را تحويلتان ميدهيم!
دادستان سنندج خطالب به برادر فرزاد كمانگر: هر وقت او را كشتيم جنازهاش را تحويلتان ميدهيم!
بنا بر گزارشات رسيده در پيگيري هاي خانواده فرزاد کمانگر براي مشخص شدن سلامت جسمي وي طي ظهر ديروز آقاي مهرداد کمانگر توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد.
آقاي مهرداد کمانگر، برادر فرزاد کمانگر معلم کرد، که ماه ها توسط تيم هاي بازجويي شهر هاي مختلف تحت شديد ترين شکنجهها قرار گرفته است ظهر ديروز ۲۶ مهر ماه ۸۵ براي پيگيري وضعيت برادرش به دادستاني سنندج (امجديان) مراجعه نمود.
امجديان در اظهاراتي عجيب در پاسخ به سوال مهرداد کمانگر به وي گفته است هر وقت برادرت را کشتيم به شما خبر مي دهيم که اين جمله موجب مشاجره لفظي وي با دادستان شد که در نهايت پس از ساعاتي بازداشت وي در دادستاني او را به مامورين وزارت اطلاعات تحويل دادند.
مهرداد کمانگر ساعاتي پيش از بازداشتگاه وزارت اطلاعات آزاد شد. وضعيت فرزاد کمانگر همچنان در هاله اي از ابهام مي باشد و خانواده وي در نگراني شديد نسبت به سلامت وي بسر مي برند .فعالان حقوق بشر در ايران مکررا نسبت به سلامت جسمي اين زنداني ابراز نگراني مي کند و از سازمان هاي حقوق بشري براي نجات جان وي استمداد مي طلبد. خبرنامه امير كبير
معلم و آب مي خواهند!
رئيس سازمان آموزش و پرورش چهارمحال و بختياري گفته است 60 مدرسه استان آب آشاميدني ندارد و براي رساندن آب به اين مدارس 640 ميليون ريال اعتبار لازم داريم. يعني64 ميليون تومان. به زباني ساده تر، قيمت يک آپارتمان بسيار معمولي يک اتاق خوابه در نقاط جنوبي تهران.
همين مسئول استاني که در شوراي آموزش و پرورش استان سخن مي گفته، اضافه کرده است:
براي هر 100 كلاس درس در مناطق روستايي به يك معلم راهنما نياز داريم و براي هر 70 كلاس درس در مناطق عشايري يك معلم راهنما. در حال حاضر در سطح استان 44 معلم راهنماي آموزشي کار مي کنند.
گرسنگان
معاون امور حمايت خانواده كميته امداد خراسان شمالي گفته است: هزار كودك تحت پوشش اين نهاد دچار سوء تغذيهاند و وزن كمتر از استاندارد دارند.
احضار مجدد وزير آموزش وپرورش به مجلس
بار ديگر وزير آموزش و پرورش به صحن علني مجلس فرا خوانده شد.
براي پاسخ به سئوال اعلمي؛ وزير آموزش و پرورش به صحن علني مجلس فرا خوانده شد.
محمود فرشيدي وزير آموزش و پرورش اين هفته با حضور در صحن علني مجلس به سئوالات اکبر اعلمي نماينده تبريز در مجلس پاسخ خواهد داد.
به گزارش خبرنگار پارلماني مهر، در سئوال اکبر اعلمي از وزير آموزش و پرورش آمده است: وعده هاي جنابعالي در زمان اخذ راي اعتماد از مجلس چه زماني محقق خواهد شد؟ مسئوليت حوادث ناگواري که در طول مديريت جنابعالي و در اثر سهل انگاري مسئولان ذي ربط براي دانش آموزان رخ داده بر عهده کيست؟
اعلمي در شرح اين سئوال آورده است:
1- وعده جنابعالي مبني بر پرداخت 2 ماه پاداش به معلمان در سال 84 و نيز بيمه فرهنگيان چه زماني محقق خواهد شد؟
2- تبين و شفاف سازي حقوق و وظايف معلمان که جز برنامه هاي اعلام شده شما در هنگام اخذ راي اعتماد از مجلس اعلام شده بود، در چه مرحله اي است؟
3- براي جبران سوء مديريت و سهل انگاري هايي که براي دانش آموزان رخ داده نظير غرق شدن 5 دانش آموز در آبشار شادگان استان کهکيلويه و بوير احمد، له شدن دختر بچه مدرسه راهنمايي شاهد حضرت فاطمه زير چرخ هاي سرويس مدرسه به دليل گير کردن چادر وي لاي درب ميني بوس ناشي از ضوابط و سخت گيريهاي بي مورد مديريت مدرسه مذکور، خودکشي دانش آموز تهراني به دليل تنبيه بدني توسط مدير مدرسه و موارد مشابه ديگر منجر شده است چه تدابيري انديشيدهايد و مسئوليت اين قبيل حوادث ناگوار بر عهده کيست؟
گفتني است اين سئوال در اوليل ارديبهشت سال 1385 تقديم هيئت رئيسه شد که پس از طرح آن در کميسيون تخصصي مربوطه در 21 خرداد 85 در صحن علني اعلام شد. آموزش نيوز
|
دانش آموزان "کراک" را بهتر از "تریاک" میشناسند! | |||||
|
الگوی اعتیاد در کشور به سرعت در حال تغییر بوده و مصرف مخدرهای جدید رو به افزایش است، به طوری که عنوان می شود سهم "کراک" در بازار مصرف کشور به 15 درصد رسیده است. بر اساس تحقیقات به عمل آمده الگوی اعتیاد در کشور به سرعت در حال تغییر است و مصرف مواد جدید همچون کراک رو به رشد است به طوری که مصرف این مواد هم اکنون به 15 درصد در بازار مصرف کشور رسیده این در حالی است که سهم هروئین با 40 سال سابقه 21 درصد است و این زنگ خطری آزار دهنده است.به گفته دکتر محمدحسین فرجاد، استاد دانشگاه و آسیب شناس اجتماعی؛ روند ورود مواد خطرناکی همچون کراک به کشور در حالی به سهولت انجام می |
|
بيش از 64 درصد دستگيرشدگان طرح افزايش امنيت اخلاقي نمازخوان هستند | |||||
|
فرمانده نيروي انتظامي استان تهران با اشاره به اين كه اصناف گاهي خود بسترهاي مدگرايي را فراهم ميكنند، گفت: از ابتداي امسال تا كنون 5 هزار واحد صنفي متخلف پلمپ شدند. به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، سردار رضا زارعي در همايش بزرگ استاني «امنيت، پليس و اصناف» كه صبح امروز، بيست و هشتم مهر ماه در شهرستان كرج به مناسبت هفته ناجا برگزار شد، به شعار روز « پليس، مردم، حقوق و تكاليف» هفته نيروي انتظامي، تحت عنوان: «عدالت و قانون را از خود آغاز كنيد» اشاره و بر نقش اصناف به عنوان يكي از اركان مهم در حوزه امنيت اخلاقي تاكيد كرد و گفت: شبيخون فرهنگي عمدتا از غفلت و عدم آگاهي خود ما شروع ميشود. متأسفانه برخي از اصناف نيز با عرضه جديدترين مدهاي كشورهاي غربي كه هنوز در آن جا رواج نيافته، بستري براي اين شبيخونها در كشورمان فراهم ميكنند. سردار زارعي در ادامه به فرار 300 دختر 13 تا 14 ساله از منزل از ابتداي امسال تا كنون اشاره كرد و در ادامه همچنين گفت: برخي باشگاههاي بيليارد، به قمارخانه تبديل شدهاند. به گفته وي، بررسيهاي انجام شده از دستگيرشدگان طرح افزايش امنيت اخلاقي نشان داد: بيش از 64 درصد آنها نمازخوان هستند. سردار زارعي از اعلام آمادگي پليس با اصناف خبر داد. به گزارش ايسنا «آزاد» ، رييس اصناف كشور نيز در ادامه اين همايش با بيان اين كه در حال حاضر تأمين امنيت اجتماعي علاوه بر نيروي انتظامي بر عهده اصناف است، اضافه كرد: 5/83 درصد واحدهاي پلمپ شده صنفي، فاقد مجوز بودهاند. نو اندیش |
باران مهرورزي بر حميد رحمتي باريدن گرفت!
درآغاز مهر13۸۶ باران مهرورزي بر حميد و خانواده اش باريدن گرفت، و ناگهان سيلاب شد و حميد را تا ديار غربت با خود افتان و خيزان برد.
آقاي حميد رحمتي معلمي كه به حكم دادگاه اداري استان اصفهان به 3 سال تبعيد محكوم شده است. حميد بچهي شهرضا است، كودكي، نوجواني، جواني واندكي از ميانسالياش را در شهرضا پشت سر گذارده است. حميد فوقديپلم آموزش ابتدايي است. نزديك به 14 سال است كه معلم بوده، روزهاي آخر شهريور به خاطر فرياد عدالت خواهي راهي ديارغربت شده. او را به روستاي زرينآباد در20 كيلومتري شهر ساري استان مازندران فرستادهاند. حميد دربارهي آب هواي آنجا مي گويد: "آب و هواي آنجا بسيار خوب است."
اما از سخن گفتن حميد دانستم كه آب و هواي دلش كمي ابريست، خواستم از خود حميد بپرسم. او گفت: "خوشحال هستم، نه از اينكه از خانواده دورم، بلكه به اين خاطر كه جنبش معلمان براي بهبود معيشت آنان نتيجه داده، و در آينده اميد بيشتري به آن ميرود."
نقل از سربدار
راي هيات بدوي براي بداقي
رسول بُداقي عضو هيات مديرهي كانون صنفي معلمان ايران- تهران به حكم هيات بدوي شهرستانهاي استان تهران به دوسال كسر حقوق به ميزان ۱گروه شغلي (ماهانه ۴۵هزار تومان) محكوم شد.
اين حكم كه به امضاي ۳ تن ازاعضاي هيات بدوي استان رسيده است، به جرم:
۱- شركت در تحصنات وتجمعات غيرقانوني فرهنگيان درمقابل مجلس شوراي اسلامي وخودداري از حضوردركلاس
۲- تشويق همكاران به شركت درتحصن غيرقانوني فرهنگيان وقرائت اطلاعيه هاي غيرقانوني كانون صنفي معلمان.
عليرغم درخواست ازايشان براي دفاع از خود، هيچگونه دفاعي از خود به عمل نياورده، لذاهيات بدوي به استناد مواد ۱۸و۲۱آيين نامه ي اجرايي قانون، بدون وجود دفاعيه رسيدگي را كافي دانسته، و با توجه به اقرار وي در تاريخ ۵/تيرماه/۸۶ به شركت درتحصنات وتجمعات تخلفات انتسابي را محرز دانسته و با انطباق موارد اتهام با بندهاي ۳۳ و۱۹ماده ي ۸ قانون رسيدگي به تخلفات اداري مصوب ۷/آذر/ ۱۳۷۲ مجلس و در تعيين نوع مجازات وفق ماده ي ۲۱ آيين نامهي اجرايي همان قانون به اتفاق آرا مبادرت به راي زير مي نمايد.
متخلف (رسول بُداقي) باستناد بند (ز) ماده ي 9قانون مذكور،به مجازات كاهش يك گروه براي مدت ۲ سال محكوم مي گردد.
۵ سال حبس براي باغاني و اكبري
به حكم دادگاه انقلاب اسلامي آقايان علي اكبرباغاني رئيس كانون صنفي معلمان ايران- تهران و نورالله اكبري عضو هيات مديرهي اين كانون هر كدام به ۵ سال حبس محكوم شدند. حبس نامبردگان براي مدت ۵ سال به تعليق افتاد. به نقل از كانون تهران
نان معلمي و حق کارگري و صداي دانشجويي و نواي استادي!
بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده اقتصاد دانشگاه سيستان وبلوچستان پيرامون اخراج اساتيد و دانشجويان و احکام دادگاه انقلاب دربارهي کارگران و معلمان در ماههاي اخير.
ماه مهر آن ماه مهربان و بازيهاي راه مدرسه به ياد نسلهاي آرماندار، حسدار، مهردار و جرياندار؛ ياد آن کلاس کوچک با نيمکتهاي چوبياش و عطر حضور معلمي که پيامبر گفت شغل او، شغل انبيا است. چه تلخ است فاصلهي آن کلاس کوچک تا حياط آن زندان در روزگاري که امنيت ملي مملکتي که با نان معلمي و حق کارگري و صداي دانشجويي و نواي استادي گره خورده است. مهر آغاز شد در حالي که کلاسمان خالي بود از حضور هفت ماه مهربان. از محمد رضايي گرگاني تا رسول بداقي. معلماني صبور و فداکار که به حکم دادگاه انقلاب محکوم گشتهاند به اخلال در نظم عمومي و اقدام عليه امنيت ملي. همان امنيت ملي که تضميني است براي اقتدار و توازن يک ملت از هر گروه و قوم و زبان بر اساس قانوني که آزادي را مقدم بر زيست آدمي ميداند و اعتراض را حق مسلم يک انسان.
اما تراژدي دموکراسي در آنجا است که در اين ديار حاکمان از پرسشگري و آزادي جهانيان ميگويند و محروم کردهاند ياران دبستاني را از طرح اين سوال که درد نان داشتن و آزادي جرم است يا گناه؟ از حقوق محرومين و مستضعفين گفتند و شعار دادند. اما چه تلخ بود ماجراي خودسوزي کارگر ياسوجي يا اخراج دهها تن از کارگران سنديکاي اتوبوسراني.
چه تلختر بود اين ماه مهر در دانشگاه. جايي که خانه ما است. همان جايي که در کلاس، شاگرد بود و استاد و گفتن و شنيدن از درد استبداد، که امروز نه استادي مانده و نه شاگردي که همه را تاراج بردهاند به نام امنيت ملي. حاکمان از تعالي روح بشري گفتند و بستند درهاي دانشگاهها را به روي دهها تن از فرزندان اين سرزمين و اينگونه بود که اساتيد به نامي چون «بشيريه» و «جعفري» و «سمتي» و «شاهنده» و «کديور» به همراه دو استاد دانشگاه سيستان و بلوچستان؛ «دکتر بندريان» و «مهندس صفايي» به حکم بازنشستگي اجباري، اخراج گردند و امروز غلامعباس توسلي موسس انجمن جامعه شناسي ايران و مترجم، نويسنده و مولف بيش از هفتاد جلد کتاب جامعه شناسي را اخراج نمودهاند و روز ديگر «دکتر ايرج ملکپور» را از مرکز تقويم ايران و نيز تدريس در دانشگاه محروم مينمايند. از انقلاب فرهنگي در دانشگاهها گفتند و با کودتاي فرهنگي و گاه کودتاي مخملين روزي دانشگاه اميرکبير و روز ديگر دفتر تحکيم وحدت را مورد تاخت و تاز قرار دادند که آخرين نمونهي آن حکم حبس تعليقي دو سالهي دادگاه انقلاب در مورد بهارهي هدايت عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت و فعال حقوق زنان ميباشد که اين دار و روزگار را قراري نباشد بر اصلاح.
اما غافلند بر اينکه ما خواهيم ماند به اصلاح و مي خوانيم ديگران را به همراهي در راه آزادي.
همراه شو عزيز، همراه شو عزيز، همراه شو عزيز
تنها نمان به درد
کاين درد مشترک هرگز
جدا جدا درمان نمي شود
برگرفته ازخبرنامه اميرکبير بلا گ معلم سربدار
|
مهمانان جديد بر سفره فقيرانه آموزش و پرورش اعتماد : شيرزاد عبداللهي | |
|
|
در گزارش سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در خصوص وضعيت فرزاد کمانگر آمده است: "بيش از 14 ماه از بازداشت فرزاد کمانگر مي گذرد و در طول اين مدت وي در زندان هاي کامياران، سنندج، کرمانشاه و بند 209 زندان اوين زنداني بوده است. وي هم اکنون در بازداشتگاه اطلاعات سنندج زنداني است و تحت بي رحمانه ترين شکنجه هاي جسمي قرار دارد و به ناراحتي هايي همچون سوختگي دست و ران چپ ناشي از آب جوش، ناراحتي کليه ها و عفونت و خونريزي مجراي ادرار، دچار شده است."
" وزیر حق تفویض اختیارات خود را به معاونان خود ندارد."
لذا احکامی که توسط آقای محدث خراسانی امضاء و ابلاغ شده است،فاقد وجاهت قانونی است .
بنابراین کلیه معلمانی که به این طریق متضرر شده اندبایدنخست به (دبیرخانه هیأت عالی نظارت )مستقر در سازمان مدیریت شکایت کنند،سپس هنگام صدور رای طولانی شکایت خود را به دیوان عدالت اداری ارائه دهند
*گفتار سوم :
عزل و نصب اعضاءهیأتها .موضوع تبصره ۱ماده ی۱همان قانون صفحات ۶۵و۶۶و۶۷ همان کتاب ودستورالعمل رسیدگی به تخلفات اداری مصوب ۴/۸/۷۸هیأت عالی نظارت
تبصره ۲از ماده ۲۴
اجبار و اکراه به اقرار ممنوع و مرتکبین به عنوان متهم به هیأت عالی نظارت معرفی خواهند شد .
حداکثر مدت رسیدگی هر هیأت به پرونده متهم از تاریخ ارجاع یا وصول پرونده یااعلام اتهام تا زمان صدور رأی ۳ماه می باشد.
توجه :چنانکه صدور رأی هیأت بدوی بیش از سه ماه از تاریخ ورود اتهام طول بکشد باطل است.
تبصره۲ماده ۴۶
هیأت عالی نظارت می توانددرخصوص پرونده های مطروحه رسیدگی وموضوع را مختومه اعلام کند .
نقل از بلاگ معلمان تهران
|
شيرزاد عبداللهي اين نوشته حاشيهاي است بر سخنان محمود فرشيدي وزير آموزش و پرورش در روزنامهء «سرمايه» سهشنبه 17 مهر كه در آن وزير اعلام كرده است كه براي رفع مشكل فعالان حقوق صنفي معلمان هر كاري از دستش برآيد انجام ميدهد. روزها و ماههاي اول شايد تعجب ميكرديم اما حالا ديگر شنيدن سخنان نامتعارف و عجيب مديران دولتي تعجب كسي را برنميانگيزد. حتي رفتارهاي شگفتيآور هم ديگر چندان باعث حيرت كسي نميشود. آدمها خيلي زود به وضعيت جديد خو ميگيرند. اين هم نوعي مديريت است و دست كم بايد چهار سال آن را تحمل كرد. روزي كه خبرگزاريها از قول او نوشتند كه من موفقترين وزير آموزش و پرورش بعد از انقلاب هستم، انتظار اين بود فرشيدي تكذيب كند يا لااقل شاخصهاي اين مقايسه را بيان كند. اما گويي اتفاقي نيفتاده، فرشيدي مدال موفقترين وزير را به سينهء خود نصب كرد و آب از آب تكان نخورد. همان زمان معلوم بود كه اين رشته سر دراز دارد. كمي بعد از آن فرمودند كه در اين يك سال به اندازهء 16 سال گذشته در آموزش و پرورش كار شده است. مدتي بعد و درست در بعدازظهر روز 23 اسفند در حضور دهها خبرنگار دستگيري معلمان را تكذيب كرد.حوادث آن روز و اين تكذيب صريح از حافظه معلمان كي پاك ميشود؟ اعداد و ارقام در گفتار برخي از مديران تبديل به ابزاري براي خودنمايي شده است. آمار به پديدهاي انتزاعي و بيارتباط با واقعيت تبديل شده است.وزير آموزش و پرورش در بيرجند در توصيف مصوبات استاني دولت گفت:«اجراي 124 طرح پالايشگاهي، 33 فرودگاه، 64 پروژهء راهآهن، گازرساني به 128 شهر و 829ر4 روستا، ايجاد 44 نيروگاه و1666 سد، از جمله اين مصوبات است.» اعضاي هيات دولت به 336 شهرستان سفر كردهاند و مطابق اين آمار در هر يك از اين شهرها به طور متوسط پنج سد ساخته ميشود. كو اين همه رودخانه در كشوري با اقليم خشك و بياباني.حيدري، معاون وزير، هدف آموزش وپرورش را ايجاد تمدن بزرگ اسلامي ميداند و كسي هم به او نميگويد كه اولا تمدنسازي جزو وظايف آموزش و پرورش نيست و سنگ بزرگ برداشتن است و ثانيا تمدن چيزي نيست كه توسط وزارتخانهاي دولتي ساخته شود . ميتوان از كنار اين اظهارات گذشت اما گفتههاي وزير دربارهء پروندههاي گشودهء معلمان در دادگاههاي انقلاب و هياتهاي رسيدگي به تخلفات اداري همچنان قابل تامل است.وزير ميگويد: «با قوهء قضاييه، قضات مسوول و حراست خودمان گفتوگوهايي كردهام تا هركاري از دستمان برميآيد براي مساعدتشان انجام دهيم.» فرشيدي تاكيد ميكند:«باز هم تلاش خود را ميكنم. باز هم پيگيري ميكنم تلاشم اين است كه نامهاي براي مساعدت به اين معلمان بنويسم.» بايد به وزير گفت:«آقاي وزير دست مريزاد. لطفا كمي پرسوجو كنيد. دهها حكم آماده به خدمت فعالان حقوق معلمان را طبق بند «13» قانون تخلفات اداري وزارتخانه چه كسي امضا كرده است؟ مگر نه اينكه اجراي اين احكام تنها در اختيار شخص وزير است؟ احكام انتقال دهها نفر از معلمان تهراني و شهرستاني را كدام ارگان صادر كرده است و اين ارگان زير نظر كدام دستگاه است؟ چه كساني به اعضاي هياتها گفتهاند كه با قاطعيت برخورد كنند؟ حكم اخراج و بازنشستگي قبل از موعد معلمان خمينيشهر توسط چه كساني صادر شده است؟ آيا وزير از درد و رنج صدها معلم در همدان، كرمانشاه، مشهد، تربت حيدريه، اصفهان، شهرضا، بانه و سنندج و ديگر شهرها بيخبر است؟ اصلا شاكي پروندهء معلمان كيست؟ معلمان روزهداري كه اين روزها احكام كسر حقوق و اخراج و توبيخ دريافت ميكنند و جسته وگريخته خبرهايي از آن در گوشهاي از روزنامهها درج ميشود به راستي چه كساني هستند واقعا جرم آنها چيست؟ آقاي وزير شما در راس دستگاهي نشستهاي كه مستقيما صدها حكم مجازات عليه معلمان صادر كرده است. اگر واقعا دنبال كار معلمان هستي، قبل از نامهنگاري با قوهء قضاييه ابتدا دستور توقف احكام صادره در حوزهء تحت مديريت خود را صادر كنيد. آيا ميتوان اميدوار بود كه وزير به جاي مجال چند لحظهاي در فاصلهء ترك سالن تا رسيدن به خودرو وزارتخانه، ساعتي رودرروي معلمان بنشيند و با صبر و حوصله به صدها سوال در گلو ماندهء معلمان پاسخ گويد؟ آيا دو سال صبر و انتظار براي گفتوگويي شفاف و صريح كافي نيست؟ با تشکر از اینده |

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
|
نداي مظلوميت فرهنگی آزاده و جانباز در آموزش و پرورش و تهدید به بازداشت ! اينجانب جاسم عبدالمحمدي که مفتخر به 55 درصد جانبازي هستم و 15 سال تحمل زندان و اسارت در رژيم هاي پليد پهلوي و بعثي صدام را تحمل کردم و داراي قريب به 80 سال سن و ناراحتي قلبي و اعصاب بوده که در مورخه 14/7/86 به معاونت نيروي انساني وزارت آموزش و پرورش نزد آقاي بابايي معاون مديرکل نيروي انساني مراجعه کردم و راجع به بخشنامه صادره از سوي معاونت محترم جهت استخدام يکي از فرزندان آزاده و جانباز که در دستگاه متبوع که قبلاً خدمت کردند بدون آزمون استخدامي با مدرک ديپلم جايگزين شوند، صحبت کردم که آقاي بابايي با برخوردي تند و توهين آميز که شما هيچ کاري در حق انقلاب و نظام نکرده ايد و نامبرده گفت که اینجانب هم بسيجي هستم و از شما بيشتر در خدمت انقلاب بوده ام و چنانچه صدايت بيشتر از اين بلند شود دستور مي دهم شما را بازداشت کنند و در ضمن شما تمام حرف هايتان دروغ است و جاي سوال است آيا اين حق فردي است که نزديک يک ربع قرن از عمر مفيدش در راه مبارزه عليه استبداد و استکبار در چهارديواري زندان رژيم هاي مخوف پهلوي و بعثي عراق را سپري نموده است برخورد نمايند؟ آيا چنين برخوردهايي باعث دلسردي نيروهاي انقلابي و مردم متدين و باعث خوشحالي دشمنان انقلاب و اسلام نمي شود. ناگفته نماند بعد از شنيدن حرف هاي آقاي بابايي به اتاق مدير کل آقاي براتيان رفتم که شکايت خود را معروض دارم که متاسفانه آقاي براتيان هيچ گونه نوبت ملاقاتي ندادند که موجب ناراحتي مضاعف حقير شد که ناگهان حمله قلبي بر اينجانب وارد شد که توسط فرزندم راهي بيمارستان ساسان شدم و هم اکنون در گوشه بيمارستان بستري هستم و خواستم با طي کردن مسافت1200 کيلومتر مشکل خود و فرزندم را حل کنم که با گرفتاري ديگري مواجه شدم. آيا اين جواب ايثارگري هاي بنده حقير است. جا دارد از دکتر متخصص آقاي غفراني ها و پرسنل بيمارستان ساسان تشکر کنم. روزنامه اعتماد |
|
بازنشستگي اجباري استاد ارشد جامعه شناسي غلامعباس توسلي استاد مسلم جامعه شناسي دانشگاه تهران بازنشسته اجباري شد. توسلي که از استادان شناخته شده ايراني در حوزه جامعه شناسي است روز دوشنبه هفته جاري در شرايطي بازنشسته اجباري شد که به گفته خودش از موضوع هيچ اطلاعي نداشت و در حالي که مشغول فعاليت هاي دانشگاهي اش بود ناگهان به او اعلام کردند بازنشسته است و ديگر نمي تواند در دانشگاه کرسي تدريس داشته باشد. توسلي در گفت وگويي کوتاه با اعتماد ضمن انتقاد از اين رويه گفت؛ بنده به سن بازنشستگي رسيده ام اما اولاً دوست داشتم همچنان به فعاليت هايم در دانشگاه تهران ادامه بدهم و به هيچ وجه تمايلي به بازنشستگي نداشتم و ديگر اينکه بدون اطلاع قبلي فقط به بنده اعلام کردند بازنشسته شده ام. |
محكوميت دو عضو كانون صنفي معلمان به حبس تعليقي
وكيل مدافع محمدرضا رضايي گركاني و رسول بداقي از محكوميت موكلانشان از سوي شعبهي 15 دادگاه انقلاب به حبس تعليقي خبر داد.
هوشنگ پوربابايي در گفتوگو با خبرنگار حقوقي ايسنا با بيان ابلاغ احكام صادره براي اين دو عضو كانون صنفي معلمان اظهار داشت: رسول بداقي به اتهامات اقدام عليه امنيت ملي، اخلال در نظم عمومي و تمرد در مقابل پليس محاكمه شد و در رابطه با اتهام اقدام عليه امنيت ملي به دو سال حبس كه به مدت دو سال معلق شده محكوميت يافت.
وي افزود: همچنين موكل در رابطه با اتهام اخلال در نظم عمومي و تمرد در مقابل پليس به لحاظ فقدان دليل قانوني تبرئه شد.
پوربابايي با بيان اينكه محمدرضا رضايي گركاني به اتهام اقدام عليه امنيت داخلي محاكمه شده بود، گفت: بر اساس راي صادره موكل به سه سال حبس كه به مدت سه سال تعليق شده، محكوم شد.
وي در پايان گفت: ظرف مهلت قانوني نسبت به احكام صادره در دادگاه تجديدنظر اعتراض كرده و درخواست تبرئه موكلان خود را مطرح ميكنم. آموزش نیوز
|
صادقي: مجلس هفتم نتوانست به شعار ارتقاء سطح معيشتي مردم عمل كند | |||||
|
نماينده مردم رشت در خانه ملت درباره اولويتهاي مجلس هشتم و عملكرد مجلس هفتم ابراز عقيده كرد: مجلس هفتم از نظر نظارتي و شعارهاي اقتصادي و مسايل مربوط به معيشت مردم عملكرد ضعيفي داشته است. رمضانعلي صادقزاده در گفتوگو با (ايسنا)، با ابراز اين عقيده كه مجلس هفتم از ضعيفترين مجالس بعد از انقلاب بوده است، اظهار كرد: اين امر به هيات رييسه مجلس برميگردد كه بيشتر توجيه كننده اعمال قوه مجريه است و اجازه نميدهد كه نمايندگان از بعد نظارتي از ابزار و اهرمها استفاده كنند؛ به همين دليل مجلس هفتم از بعد نظارتي ضعيف است ولي ازنظر قانونگذاري خوب عمل كرده است. وي با ابراز اميدواري از اين كه مجلس هشتم بايد از نمايندگاني با ديدگاههاي كارشناسي تشكيل شود تا از بعد نظارتي و قانونگذاري ارتقا پيدا كند، بيان كرد: از اولويتهاي مجلس هشتم بايد اصلاح آييننامه داخلي مجلس باشد كه به نظر ميآيد در برخي زمينهها نياز به اصلاح داشته باشد؛ با توجه به اين كه دولت طبق سياستهاي اصل 44 بايد كوچكتر شود وظايف جديدي بايد براي آن در مجلس تعريف گردد و به همين ترتيب بايد در كميسيونهاي تخصصي مجلس هم بازنگري صورت گيرد. نايب رييس كميسيون صنايع يكي از شعارهاي اوليه مجلس هفتم را كه از آن فاصله گرفته است تثبيت قيمتها دانست و بيان كرد: با توجه به گراني و تورمي كه به ويژه در سال گذشته و در واقع سال اول بودجه دولت نهم كه مجلس هفتم هم در تصويب آن بودجه نقش داشت، شاهد بوديم مجلس هفتم نتوانست به شعار ارتقاء سطح معيشتي مردم عمل كند. وي افزود: با وجود اين كه مجلس هفتم به پايان عمر خود نزديك ميشود اما لايحه نظام هماهنگ پرداخت هنوز نهايي نشده است كه اميدواريم در ماههاي پاياني سال جز مصوبات مجلس هفتم باشد تا اين مجلس به يكي از شعارهايش كه بازنگري در نظام پرداخت هماهنگ كاركنان دولت بود جامه عمل پوشانده باشد. نواندیش |
محكوميت يك عضو كانون صنفي معلمان به 4 سال حبس تعليقي
وكيل مدافع يك عضو هيات مديره كانون صنفي معلمان از محكوميت موكلش به 4 سال حبس تعليقي خبر داد.
هوشنگ پوربابايي در گفتوگو با خبرنگار حقوقي ايسنا اظهار داشت: حميد پوروثوقي، عضو هيات مديره كانون صنفي معلمان كه به اتهام اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشور در شعبهي 15 دادگاه انقلاب محاكمه شده بود به 4 سال حبس محكوم شد.
وي يادآور شد: دادگاه صادركننده راي به استناد بند ب مادهي 25 قانون مجازات اسلامي مدت زمان حبس وي را به ميزان 4 سال معلق كرده است و ما در مهلت مقرر نسبت به راي صادره تجديدنظرخواهي ميكنيم.
آموزش نیوز
نظام هماهنگ پرداخت (بطور ناهماهنگ) سه ماه آينده اجرا مي شود.
عضو کميسيون مشترک لايحه مديريت خدمات کشوري مجلس شوراي اسلامي اعلام کرد: شوراي نگهبان لايحه مديريت خدمات کشوري را مورد تاييد قرار داد.
موسي الرضا ثروتي در گفت وگو با مهر با بيان اينکه زمان اجراي لايحه مديريت خدمات کشوري از ابتداي سال جاري و از زمان تصويب در نظر گرفته شده است، گفت: دولت سه ماه زمان براي تدوين آيين نامه اجرايي آن نياز داشت.
عضو کميسيون مشترک بررسي کننده لايحه مديريت خدمات کشوري با اشاره به 12 ايرادي که شوراي نگهبان به اين لايحه وارد کرده است، اظهار داشت: 6 ايراد لايحه مربوط به بار مالي لايحه و 6 ايراد نيز مربوط به مواد 121 و 104 و تبصره هاي آنها بوده است.
وي با اشاره به اينکه ايرادات شوراي نگهبان در جلسه اي با حضور نماينده شوراي نگهبان (عضو حقوقي شورا) در جلسه کميسيون لايحه مديريت خدمات کشوري بررسي و مرتفع شد، تصريح کرد: اين لايحه هم اکنون توسط شورا تاييد شده و آماده اجراست. ثروتي مدت زمان اجراي آزمايشي لايحه مديريت خدمات کشوري را 5 سال ذکر کرد و گفت: قضات، اعضاي هيات علمي دانشگاه ها کارکنان ويژه دولت، وزارت اطلاعات وزارت امور خارجه و دستگاه هاي زير نظر نهاد رهبري از اجراي اين لايحه مستثني هستند. وي با اشاره به بار مالي ۵ هزار ميليارد توماني لايحه مديرت خدمات کشوري، اظهارداشت: دولت مي گفت که نميتواند چنين پولي را براي تامين بار مالي لايحه در نظر بگيرد زيرا با اين امر نقدينگي به بازار تزريق شده و باعث ايجاد تورم مي شود. عضو کميسيون مشترک لايحه مديريت خدمات کشوري ادامه داد: در جلسه اي که آيت الله احمد جنتي دبير شوراي نگهبان با رييس مجلس و رييس جمهوري داشتند، رييس جمهوري نظر خود را مبني بر تامين بار مالي لايحه از طريق واگذاري سهام در بورس مطرح کرد که اين نظر پذيرفته شد. به گفته ثروتي، اگر لايحه به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارسال مي شد، دو سال طول مي کشيد تا لايحه بررسي شود و همين امر اجراي آن را دو، سه سال به تعويق مي انداخت بنابراين تصميم بر اين شد که پيشنهاد دولت پذيرفته شود.
عضو کميسيون مشترک لايحه مديريت خدمات کشوري با تاکيد بر اينکه قبول اين پيشنهاد تاثيري بر افزايش يا عدم افزايش حقوق کارکنان دولت نخواهد داشت گفت: افزايش حقوق ساليانه کارکنان دولت در بودجه هاي سنواتي و طبق روال انجام مي شود و تامين بار مالي لايحه از طريق واگذاري سهام در بورس تاثيري بر افزايش حقوق کارکنان دولت ندارد. وي خاطرنشان کرد: اما بخشي از افزايش حقوق کارمندان و بازنشستگان دولت که به موجب قانون به يک باره به وجود مي آيد، مانند بازخريد و غيره از طريق واگذاري سهام جبران مي شود.
ازبلاگ سربدار
به نام خدا
13/7/86
جمعی از معلمان همدان
وضعيت معلمها در آلمان
پنجم اکتبر "روز جهاني معلم" است. امسال "بهبود شرايط کاري آموزگاران در سراسر دنيا" در کانون توجه مؤسسهي "روز جهاني معلم" بود. به اين مناسبت با يک معلم و يک دانشجوي رشتهي ادبيات که بزودي معلم خواهد شد به گفتوگو نشستيم.
آلمانيها روز معلم را جشن نميگيرند. تنها در آلمان شرقي (DDR) اين روز را جشن ميگرفتند. اين اما نشانهي بياهميت بودن اين شغل نيست. درآمد خوب معلمان و جايگاه والاي اجتماعي آنان گوياي ارزشي است که جامعه و دولت آلمان براي متوليان تعليم و تربيت خويش قائل هستند.
معلم يک "مدرسه حرفهاي" Berufschule) )
مدرسه يا آموزشگاه حرفهاي OSZ که در منطقه کرويتسبرگ (Kreuzberg) برلين واقع شده است، يکي از بزرگترين مدرسههاي حرفهاي اروپاست.
مدرسههاي حرفهاي در آلمان تقريباً مشابه دبيرستانهاي فني حرفهاي در ايران هستند. دورهي مدرسهي حرفهاي در آلمان معمولاً سه سال است. دانشآموز دو روز در هفته را به يادگيري تئوريهاي رشتهي مربوطه ميگذراند و سه تا چهار روز هم به آموزش عملي اختصاص دارد.
در مدرسه OSZ بيش از ۱۰ رشتهي مختلف از جمله داروخانهداري، کتابفروشي و فروشندگي تدريس ميشود و دانشآموزان بايد علاوه بر مفاد تخصصي هر رشته، درسهاي عمومياي مانند سياست، ورزش و زبان آلماني را نيز بياموزند.
رولف ملداو (Rolf Mehldau) يکي از ۲۷۰ معلم اين مدرسه است. او ۶۳ سال دارد و کار تدريس را از ۲۸ سال پيش آغاز کرده است.
ملداو در مدرسهي OSZ اصول اوليهي کتابفروشي، اقتصاد، سياست و علوم اجتماعي تدريس ميکند.
امکانات آموزشي براي معلمها
در برخي از ايالتها برنامههاي آموزشي مناسبي براي معلمها تدارک ديده ميشود که شرکت در اين دورهها اغلب اختياري است اما دورههاي اجباري هم وجود دارند.
رولف ملداو در اينباره ميگويد: « مدرسه ي ما طي سال گذشته ۲ روز را به سمينارهاي تعليم و تربيت معلمان اختصاص داد و در اين دو روز هيچ کلاسي داير نشد. شرکت در اين سمينارها براي همه اجباري بود. يکي از موضوعات مطرح در اين گردهماييها روشهاي جديد آموزشي بود و موضوع ديگر جلوگيري از خشونت. متأسفانه موضوع دوم مدتي است اهميت ويژهاي پيدا کرده، چرا که خشونت در ميان دانشآموزان مرتب رو به افزايش است و ما به عنوان دستاندرکاران تعليم و تربيت وظيفه داريم از آن جلوگيري کنيم.»
وي با اشاره به جلسات سالانه اتحاديه ناشران و کتابفروشان مي گويد: «در اين جلسات تخصصي که به مدت يک هفته برگزار ميشود، از کليه معلمان اين رشته دعوت ميشود تا دربارهي تغييرات جديد بازار کتاب به بحث و گفتوگو بنشينند.»
هفته اي ۲۰ ساعت کار در منزل
معلمهاي آلمان در منزل تنها ورقههاي امتحاني دانشآموزان را تصحيح نميکنند. به ويژه معلم مدرسهي حرفهاي بايد در رشتهي مربوطه اطلاعات به روز داشته باشد. به عنوان مثال رولف ملداو مجلههاي تخصصي رشتهي کتابداري را به طور مرتب دنبال ميکند و از يافتههاي جديد رشتهي خود آگاهي مييابد و از آنها هنگام تدريس استفاده مي کند. وي مي گويد:
«من هفته اي ۲۶ ساعت در مدرسه کار ميکنم ولي هفتهاي ۱۰ تا ۲۰ ساعت هم بايد در منزل کار کنم تا بتوانم مفاد درسي را براي دانشآموزانم به روز کنم. البته کار در منزل اجباري نيست.»
وضعيت معيشتي معلم
معلمها در آلمان تنگناي معيشتي ندارند. آنها مجبور نيستند براي گذران زندگي، شغل دوم داشته باشند. رولف ملداو از درآمد خود راضي است:
« من ميتوانم يک خانواده ۴ نفره را بهراحتي اداره کنم و سالي ۳ هفته هم با خانوادهام به مسافرت بروم.»
ملداو به تدريس عشق مي ورزد و به دانشآموزانش علاقه دارد چون بيشتر آنها بزرگسالند و به گفتهي او با علاقه و انگيزهي بيشتري سر کلاس او حاضر ميشوند. ملداو در عين حال انتقادهايي هم به سيستم آموزشي و نحوهي ادارهي مدارس در آلمان وارد ميداند، از جمله شلوغي بيش از حد کلاسها و ساعات طولاني تدريس. او خاطرنشان ميکند:
«کلاسها خيلي شلوغند. من شانس آوردم، اما بيشتر همکارانم کلاس هاي ۳۰ نفره و حتي شلوغتر دارند. ساعات تدريس هم طولاني است. ۲۶ ساعت تدريس اجباري در هفته خيلي زياد است؛ به خصوص که معلم بايد در منزل هم خود را براي حضور در کلاس آماده و ورقههاي امتحاني را هم تصحيح کند.»
معلم هاي "سالخورده"
متوسط سن معلمان در آلمان بالاست. رولف ملداو با گلايه در اين باره ميگويد: «ما معلمها در آلمان خيلي پيريم. ميانگين سني معلمها در آلمان ۵۰ سال است. اين ميانگين خيلي بالاست، زيرا در سالهاي اخير وزارت آموزش و پرورش در بسياري از ايالتها، معلمهاي جوان استخدام نکرده است. و علت آن هم اين است که تعداد خيلي کمي از دانشجويان جوان، سراغ معلمي رفتهاند.»
معلمي يعني امنيت شغلي
توماس، دانشجوي رشتهي زبان و ادبيات انگليسي و آلماني در دانشگاه آزاد برلين است و به زودي کار خود را به عنوان دبير دبيرستان آغاز خواهد کرد. او معتقد است که تعداد دانشجوياني که امروز شغل معلمي را انتخاب ميکنند دوباره رو به افزايش است و در مورد علت آن توضيح ميدهد:
«من فکر ميکنم که شغل معلمي الان در آلمان از امتياز ويژهاي برخوردار است. علت آن هم امنيت شغلي است، چرا که وقتي کسي به عنوان معلم مشغول به کار شد، ديگر شغلش را از دست نميدهد. نکتهي ديگر اين است که معلمي که پدر هم است، ميتواند همزمان با فرزندانش تعطيلات داشته باشد که اين خود نکتهي مثبت ديگري است. و ديگر اينکه مثلاً در حوزهي علوم انساني، شغل معلمي زمينهي کاري خود را ذاتاً دارد. به عبارت ديگر فارغالتحصيلان رشتههاي علوم انساني اين امکان را دارند که در بسياري از زمينهها کار کنند ولي خب ميتوانند معلم هم بشوند.»
آلمان به معلم بيشتري نياز دارد
توماس از کيفيت آموزش دورهي تربيت معلم در دانشگاهها راضي نيست. او همچنين معتقد است که کشور آلمان بايد در کل دانشجويان بيشتري تربيت کند، به خصوص در رشتهي معلمي. وي درباره تئوري بودن درسهاي رشتهي معلمي ميگويد:
«به عنوان مثال مني که ميخواهم معلم زبان آلماني و انگليسي بشوم، همان درسهايي را در دانشگاه ميآموزم که دانشجويان معمولي ياد ميگيرند. مدرسان دانشگاه کتابهايي را تدريس ميکنند که اصلاْ ربطي به معلمي ندارد و به عبارت ديگر طرح يک سري سؤالات خاص است که اساساْ براي معلمان بياهميت است. يعني عملاً تأکيد روي يادگيري علمي و فکر کردن علمي است. اين آن چيزي است که ما ياد ميگيريم، البته اين هم در شغل ما لازم است ولي خيلي کم، نه اينقدر. ما آن ۹۷ درصد ديگر را لازم داريم، ولي آن را ياد نميگيريم.
روز معلم بايد جدي گرفته شود
رولف ملداو هم پيشنهادهايي براي اصلاح وضعيت آموزشي موجود در مدارس آلمان دارد: « در وهله اول بايد معلمان بيشتري استخدام شوند. همچنين ساعات کاري معلمان کاهش پيدا کند. کيفيت آموزش دوره معلمي در دانشگاهها نيز ميبايست بهبود يابد، زيرا اين دوره آموزش در آلمان خيلي تئوريک است. البته قرار است در سالهاي آينده اصلاحاتي صورت گيرد ولي به نظر من بايد زودتر از اينها به اين فکر ميافتادند. من فکر ميکنم ديگر زمان آن فرا رسيده که کمي جديتر راجع به نقش و وظايف معلمان در جامعهي ما بحث و گفتوگو شود. در آلمان در سالهاي اخير تلاش زيادي در اين زمينه انجام نشده اما نظام آموزش در آلمان دچار اشکال جدي است. بايد در اين زمينه خيلي کار شود. روز بينالمللي معلم بايد جدي گرفته شود.» به نقل از آموزش نيوز
برگزاري روز جهاني معلم در سکوت!
13 مهر روز جهاني معلم
شيرزاد عبداللهي
پنجم اکتبر برابر با 13 مهرماه روز جهاني معلم است. در سال هاي اخير بزرگداشت اين روز مورد توجه تشکل هاي صنفي و بخش هايي از جامعه معلمان ايران قرار گرفته است. به اين ترتيب با دو روز معلم رو به رو هستيم؛ 12 ارديبهشت و13 مهر. اولي روز ملي معلم و دومي روز بين المللي معلم است. امسال روز جهاني معلم به جمعه افتاده است. آيا دولت و مسوولان وزارت آموزش و پرورش از وجود چنين روزي خبر ندارند؟ آيا دولت ايران با نامگذاري چنين روزي به نام معلم مخالف است و اگر چنين است چرا مخالفت خود را صريحاً ابراز نمي کند؟
وزراي قبلي با سکوت از کنار روز جهاني معلم مي گذشتند. تنها مرتضي حاجي در سال 83 اين سنت را شکست. تقويم سال86 را با هم ورق مي زنيم. تنها مناسبت ثبت شده در تاريخ 13 مهر روز نيروي انتظامي است و نامي از روز معلم ديده نمي شود. قبل از پاسخ به اين پرسش ها ابتدا به دو سوال مقدماتي جواب مي دهم. چه کساني روز 5 اکتبر را روز معلم اعلام کرده اند و چرا؟ و دوم اينکه در 5 اکتبر چه اتفاقي افتاده است؟
يونسکو؛ 5 اکتبر از سوي يونسکو روز معلم ناميده شده است. «سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحد» را به اختصار يونسکو مي نامند. کلمه يونسکو هيچ معنايي ندارد و مرکب از 6حرف لاتين است که هر حرف معرف يکي از کلمات تشکيل دهنده نام اين سازمان است.
اين سازمان در سال 1945 ميلادي، درست پس از پايان جنگ جهاني دوم و با اين استدلال پا گرفت که جنگها نخست در ذهن بشر شکل مي گيرد، پس دفاع از صلح نيز بايد از ذهن بشر شروع شود. نماينده ايران در 4 نوامبر سال 1946 ميلادي (1325 شمسي) اساسنامه يونسکو را امضا کرد. دو سال بعد، در تاريخ 15تيرماه 1327، مجلس شوراي ملي عضويت قطعي ايران را به تصويب رساند و سرانجام اساسنامه کميسيون ملي يونسکو در13ماده در سال 1328 ه.ش. توسط هيات وزيران تصويب شد.
بعد از پيروزي انقلاب اين اساسنامه مورد بازنگري قرار گرفت و سرانجام در 17 ماده و4 تبصره تنظيم و پس از تاييد وزارت فرهنگ و آموزش عالي در جلسه مورخ 29 شهريورماه سال 1366 توسط هيات وزيران به تصويب رسيد. ايران يکي از اعضاي اوليه اين نهاد وابسته به سازمان ملل بوده و عضويت آن بعد از انقلاب نيز ادامه داشته است.
برخي از ايرانيان نسبت به فعاليت مجامع بينالمللي نظر منفي دارند و معتقدند که نهاد هاي بين المللي چيزي جز ابزار سلطه و غارت نيستند. عده يي هم معتقدند که اين گونه نظرات نوعي فرافکني و فرار از زير بار مسووليت است و بايد عوامل عقب ماندگي را در داخل کشور جست وجو کرد. اين يادداشت گنجايش پرداختن به چنين بحثي را ندارد اما به فرض حتي اگر نظر گروه اول درست باشد، باز هم يونسکو را نمي توان آلت دست دولت هاي غربي دانست زيرا مرکز عمل و معرف هر کشور در يونسکو کميته ملي يونسکو است.
در ايران رئيس اين کميته وزير علوم، تحقيقات و فناوري است. اين کميته که در راس آن يک مقام دولتي قرار دارد برقراري ارتباط بين يونسکو و نهادهاي علمي، آموزشي و فرهنگي داخل کشور را برعهده دارد. در شوراي عالي کميته ملي علاوه بر وزير علوم، وزراي خارجه، ارشاد اسلامي، آموزش و پرورش و رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست و صدا و سيما نيز حضور دارند. دبيرکل کميته ملي يونسکو هم با ابلاغ وزير منصوب مي شود. مي بينيد که فضايي براي هيچ گونه رخنه احتمالي وجود ندارد.
امريکا قهر کرد؛ ساختار يونسکو کاملاً دموکراتيک است و مثلاً با شوراي امنيت فرق دارد. برنامه ها و تصميمات يونسکو در مجمع عمومي اين نهاد که سالي يک بار تشکيل مي شود، اتخاذ مي گردد. در مجمع همه کشور ها داراي حقوق مساوي هستند. فقير و غني، توسعه يافته و در حال توسعه هر کدام يک راي دارند. هيچ کشوري حق وتوي تصميمات اين سازمان را ندارد. مديرکل يونسکو توسط کنفرانس عمومي و براي مدت شش سال انتخاب مي شود.
دبيرکل کنوني که در سال 1999 ميلادي انتخاب شد کويي چيروماتسويورا از کشور ژاپن است. دبيرکل قبلي يک روشنفکر اسپانيايي به نام فدريکو مايور بود که تمايلات چپ گرايانه و ضدامريکايي داشت. در ربع قرن ميلادي گذشته، يونسکو زير نفوذ افکار غيرمتعهدها و روشنفکران جهان سومي قرار داشت. کار به جايي رسيد که امريکا در سال 1984 و انگلستان در سال 1985 يونسکو را به حالت اعتراض و قهر ترک کردند. انگلستان در سال 1997 و ايالات متحده در سال 2003 به اين سازمان بازگشتند. نکته ديگر اينکه توصيه هاي يونسکو سياسي نيست. حفظ ميراث فرهنگي و آثار باستاني يا آموزش براي همه يا تاکيد بر آموزش مهارت هاي زندگي و آموزش هاي فني - حرفه يي در برنامه هاي آموزشي توصيه هاي کلي و فراسياسي است. براي يونسکو فرق نمي کند که اثر تاريخي مورد حمايت مجسمه بودا در باميان افغانستان باشد يا ميدان نقش جهان اصفهان يا معبدي در هند يا آرامگاه کورش در پاسارگاد. به عنوان نمونه قرار است بازسازي حرمين امامان شيعه در سامرا بعد از ماه رمضان با مشارکت يونسکو آغاز شود. آن گونه که برخي از مقامات آموزش و پرورش تصور مي کنند يونسکو با آموزش مهارت هاي مومنانه هم مخالفتي ندارد. اصلاً يونسکو اهرمي براي تحميل نظرات خود به کشورها ندارد. به عنوان مثال يونسکو نمي تواند چيزي را بر آموزش و پرورش ايران تحميل کند. ارتباط يونسکو با محافل و موسسات فرهنگي و آموزشي داخل کشور از طريق کميته ملي يونسکو است که نگاهي به ترکيب اعضاي آن نشان مي دهد چنين تصوري کودکانه و بسيار بعيد است.
روز جهاني معلم؛ در چهل و چهارمين اجلاس وزراي آموزش و پرورش که در تاريخ 3 تا8 اکتبر سال 1994 در شهر ژنو برگزار شد، فدريکو مايور دبيرکل وقت پيشنهاد کرد که مجمع روزي را به نام روز معلم اعلام کند. اين پيشنهاد از سوي مجمع تصويب شد. در اين اجلاس 70 وزير،27 معاون وزير و38 ناظر از 135 کشور جهان حضور داشتند. جالب اينکه امريکا و انگليس در اين اجلاس حضور نداشتند و هنوز به يونسکو بازنگشته بودند.
از ايران نيز هياتي به رياست محمدعلي نجفي در اين اجلاس شرکت کرده بود. اعضاي هيات ايراني عبارت بودند از سيروس ناصري، غفراني، نادرقلي قورچيان، عباس صدري، محمود مهرمحمدي و حسين معيني. هيات ايراني به اين پيشنهاد راي مثبت داد. از سال 95 به بعد، اين روز همه ساله با صدور اطلاعيه و چاپ پوستر و طرح شعار هاي جذاب در مورد اهميت کار معلمان جشن گرفته مي شود.
برگزاري مراسم در سطح ملي برعهده کشور ها گذاشته شده است. طرح اين پيشنهاد از سوي فدريکو مايور را مي توان چرخشي در ديدگاه هاي يونسکو نسبت به آموزش و پرورش دانست. تا قبل از اين اجلاس مشکلات آموزش و پرورش را ناشي از کمبود سرمايه گذاريهاي فيزيکي مي دانستند اما با بحث هايي که در اجلاس 44 صورت گرفت اين نظر تقويت شد که براي بالا بردن کيفيت آموزش بايد کيفيت کار و زندگي معلمان ارتقا يابد و معلم از جايگاه اجتماعي مناسبي بر خوردار شود. توصيه يونسکو به کشور هاي عضو ايجاد شرايط مناسب کار و زندگي براي معلمان و تقويت اميد و اعتماد در ميان آنها است.
براساس آمارهاي يونسکو يک سوم از جمعيت 60 ميليوني معلمان جهان زير خط فقر زندگي مي کنند. سطح زندگي و رفاه معلمان در کشورهاي در حال توسعه سال به سال کاهش مي يابد و جاذبه هاي شغل معلمي براي جوانان جوياي کار کمتر شده است.
سوالي که ممکن است مطرح شود اين است که چرا پنج اکتبر؟ مجمع عمومي سال 1994از 3 تا 8 اکتبر برگزار شد. اين روز به مناسبت صدور بيانيه مشترک يونسکو/ سازمان بين المللي کار پيرامون وضعيت آموزگاران که روز پنج اکتبر 1966 امضا شده بود روز معلم نامگذاري شد. در تاريخ پنج اکتبر 1966ميلادي پس از کنفرانس ويژه مقام و منزلت معلم که توسط يونسکو در شهر پاريس برگزار شد توصيه نامه يي در 13 فصل و146 بند تهيه شد.
جاي خالي در تقويم؛ فعالان صنفي با تعجب مي پرسند چرا وزراي آموزش و پرورش اين روز را در تقويمهاي خود يادداشت نکردهاند و حتي يک تشکر خشک و خالي را در روز جهاني معلم از معلمان دريغ مي دارند. تنها در مهرماه سال 83 وزارت آموزش و پرورش دل به دريا زد و با صدور اطلاعيه يي به تقارن آغاز سال تحصيلي با روز جهاني معلم اشاره کرد و از واحد هاي آموزشي خواست با برپايي جشن و سرور و مراسم ويژه، سال تحصيلي را با تعظيم و گراميداشت مقام معلم آغاز کنند. روابط عمومي وزارتخانه هم پوستري چاپ کرد.
معلمان و روز معلم؛ روند نگران کننده يي که از 18 سال پيش آغاز شده و کسي هم به فکر چاره يي براي آن نيست زوال شغل معلمي به عنوان يک حرفه تخصصي و تمام وقت است. در جامعه و در ميان مردم نيز معلمي اعتبار خود را از دست داده است. معلم ديگر الگوي جوانان نيست و افراد تحصيلکرده و باهوش ديگر داوطلب شغل معلمي نيستند.
معلم ديگر به شغل خود افتخار نمي کند. معلم انساني ژنده پوش، غمگين و مضطرب است که در حل نامعادله پيچيده دخل وخرج زندگي درمانده است. روز معلم چه جهاني و چه ملي و مذهبي براي معلم جز غم و اندوه چه دستاوردي دارد. امسال هم که اين روز متفاوت با هر سال است. گل بود به سبزه نيز آراسته شد. شرح درد و رنج معلمان اين روزها نقل مجالس و محافل است.
در حالي که آموزش و پرورش ما با چالش هاي اساسي روبه رو است و نظام آموزشي ما به دليل بي اعتنايي به تحولات و پيشرفتهاي دنيا گرفتار رکود و بحران است، ما همچنان درگير بحثهاي پايان ناپذير در مورد تقدم يا تاخر تعليم بر تربيت و ماجراهاي گزينش معلمان و تغييرات چندين باره کتاب هاي علوم انساني براي تطبيق روايت هاي تاريخي با وقايع و تحليل هاي روز و اخيراً فلسفه آموزش و پرورش هستيم. آيا وقت آن نرسيده که نگاه مسوولان به آموزش و پرورش واقعي شود و به جاي تکرار شعار هاي سياسي و بار کردن همه وظايف به دوش نحيف آموزش و پرورش توقعات خود را از اين وزارتخانه واقعي کنيم.
منبع : اعتماد به نقل از آموزش نيوز( سربدار)
برای عبور از فیلتر های مزاحم ....
اینجا را کلیک کنید برنامه اولترا سورف ۸.۱ را دانلود کنید و بعد از وصل شدن به اینترنت ان را اجرا کنید پنجره کوچک آن باز می شود منتظر شوید تا نوارهای آن سبز شود . کار تمام شده و شما می توانید سایت های فیلتر شده را از طریق درج آدرس های آنها در اکسپلورر خود باز بینی کنید ....
جلوگيري ازادامه تحصيل منتقدان بدعت است
نشست "حق برخورداري از آموزش و پرورش" صبح امروز در محل دفتر كانون مدافعان حقوق بشر برگزار شد....
....اين حقوقدان يادآور شد: اهميت آموزش به عنوان يكي از حقوق اساسي تا حدي است كه حتي در آييننامهي سازمان زندانها براي محكوم اين حق پيشبيني شده است. به اين معني كه يك سارق و حتي قاتل حق دارد تحصيلات عاليهي خود را ادامه دهد. اين در حالي است كه متأسفانه برخي افراد با عقايدي خاص يا برخي كه منتقدند از حق ادامهي تحصيل محروم ميشوند. ........
.....وي با اشاره به محكوميت برخي فرهنگيان در پي طرح مطالبات خود افزود: به نظر ميرسد اين موضوع نيز جزو محدوديتهاي آزادي آموزش است.......
.....همچنين رشيد اسماعيلي از ديگر فعالان دانشجويي اين دانشگاه در اين باره گفت: من در ترم چهارم مقطع كارشناسي ارشد دانشگاه علامه مشغول به تحصيل بودم كه حكم تعليق من از تحصيل صادر شد و اين حكم مقدمهي اخراج من است. .......
..... پرهام اطلسي، دانشجوي سابق دانشگاه بوعلي سيناي همدان كه به گفتهي خود به دليل اعتقادات فرقهيي پس از يك ترم از دانشگاه اخراج شده است، اظهار داشت: ما از مسوولان تقاضا داريم با رعايت مواد قانون اساسي و منشور حقوق بشر موانع حضور ما را در دانشگاه برطرف كنند. ...........
ايران در کيفيت زندگي رتبه هشتاد و سوم جهان شد
بر اساس گزارشي که هر ساله در خصوص با کيفيت ترين کشورها و شهرهاي جهان براي زندگي منتشر مي شود، در سال 2007 ايران رتبه هشتاد و سوم را به دست آورد.
به گزارش فارس، مطابق چند سال اخير بازهم کشورهاي اسکانديناوي بر صدر اين ليست ايستادند و فنلاند، ايسلند، نروژ و سوئد به عنوان با کيفيت ترين کشورهاي جهان براي زندگي انتخاب شدند.
بر اساس اين گزارش که توسط نشريه ريدرز دايجست منتشر مي شود، عوامل مهمي چون وضعيت آلودگي هوا، کيفيت خدمات حمل و نقل عمومي، ترافيک و ديگر شاخص هاي اثرگذار در کيفيت زندگي و محيط زيست مورد بررسي قرار مي گيرد.
دانشگاه هاي بزرگي چون ييل و دانشگاه کلمبياي آمريکا از گردآورندگان اصلي اطلاعات و تنظيم شاخص ها بوده اند.
اين تحقيق داراي دو بعد است، يکي بررسي شهرهاي اصلي 141 کشور جهان و يافتن کيفيت زندگي در کل اين کشور و ديگر بررسي شاخص هاي فوق براي 72 شهر جهان که البته نامي از ايران در بين اين 72 شهر وجود ندارد.
در ميان کشورهاي آسيايي بالاترين رتبه به ژاپن تعلق دارد که جايگاه 12 را به خود اختصاص داده است.
در بين کشورهاي منطقه خاورميانه (به جز فلسطين اشغالي) امارات عربي متحده با کسب رتبه 45 بهترين مقام را به دست آورده و پس از آن نيز کشور کويت رتبه 48 را کسب کرده است.
از ديگر کشورهاي مهم مي توان به رتبه 8 استراليا، رتبه 11 کانادا، 16 فرانسه، مقام 21 براي آلمان، رتبه 23 براي آمريکا جايگاه 51 براي روسيه و رده 54 براي مالزي ذکر کرد.
کشورهاي آفريقايي اتيوپي، نيجر، سيرالئون، بورکينوفاسو و چاد نيز در آخر اين ليست قرار گرفته اند.
در ميان شهرهاي جهان نيز استکهلم سوئد عنوان بهترين شهر براي زندگي را به دست آورده و به دنبال آن اسلوي نروژ دوم و پاريس فرانسه نيز رده چهارم را به خود اختصاص داده است.
در ميان شهرهاي قاره آسيا بالاترين رتبه به هنگ کنگ تعلق گرفته که رتبه هيجدهم را از آن خود کرده است و پس از آن توکيو در پله بيستم قرار گرفته است.
تل آويو در فلسطين اشغالي تنها شهر خاورميانه در اين ميان به شمار مي رود که رتبه 64 را به دست آورده است و در عين حال مي توان گفت که کوآلالا مپور مالزي تنها شهر از ميان شهرهاي کشورهاي مسلمان است که در اين ليست قرار گرفته است.
از ديگر نکات قابل توجه حضور دو شهر از هندوستان در اين رده بندي مي باشد که يکي در رده شصت و پنجم و ديگري شهر بمبئي هند در رتبه هفتادم مي باشد.
لايحهاي كه تصويب نميشود!
عدم تاييد لايحه مديريت خدمات كشوري
وي افزود: با توجه به اصلاحات انجام شده در اين لايحه، ايرادات قبلي شوراي نگهبان در خصوص اصل ۷۵قانون اساسي رفع شده اما همچنان شش اشكال و ابهام ديگر باقي است.
دكتر"عباسعلي كدخدايي" سخنگوي شوراي نگهبان اعلام كرد كه اين شورا لايحه مديريت خدمات كشوري را مغاير قانون اساسي دانست و تاييد نكرد.
به گزارش ايرنا، شوراي نگهبان براي سومين بار است كه اين لايحه را رد كرده و مغاير قانون اساسي ميداند.
كميسيون مشترك بررسيكننده لايحه جامع مديريت خدمات كشوري، اواخر شهريور ماه سال جاري، اين لايحه را براي تامين نظر شوراي نگهبان اصلاح كرد.
سخنگوي شوراي نگهبان افزود: با توجه به اصلاحات انجام شده در اين لايحه، ايرادات قبلي شوراي نگهبان در خصوص اصل 75 قانون اساسي رفع شده اما همچنان شش اشكال و ابهام ديگر باقي است.
كدخدايي اضافه كرد: اشكال تبصره ماده (۵) اشكال ماده (13) و ابهام آن، اشكال صدر ماده ( (۷۴اشكال مربوط به اصل ماده (121) اشكال تبصره (1) ماده (121) و اشكال تبصره (5) ماده (121) كماكان به قوت خود باقي است و برطرف نشده است. به نقل از فردا نيوز
|
كارمند نميتواند به جاي نان، سهام به خانه ببرد | |||||
|
. سخنگوي فراکسيون اصولگرايان مستقل از مسوولان دولتي پرسيده کدام کارمند حاضر است که به جاي نان و آب، سهام دولتي را سر سفره خانه اش ببرد. هادي رباني عنوان کرده که آنچه پس از تلاش 300 ساعته مجلس روي لايحه نظام هماهنگ پرداخت حاصل شده دادن سهام به جاي افزايش حقوق به کارمندان است که در نهايت اين پيشنهاد دولت جايگزين تمام نظرهاي نمايندگان مجلس شده است. |
|
بازتاب بیانیه کانون معلمان ایران در روزنامه ي سرمايه و اعتماد
| |||
|
سرمايه _ كانون صنفي معلمان ايران با انتشار بيانيهاي به مناسبت بازگشايي مدارس و در آستانه ي «روز جهاني معلم» از معلمان خواست نخستين جلسهء شوراي هماهنگي معلمان مدارس سراسر كشور را تحت عنوان زنگ همبستگي معلمان برگزار كنند. . در اين بيانيه وقايع سال تحصيلي گذشته به معلمان يادآوري و بر اجراي لايحهء خدمات كشوري تاكيد شده است: «پيگيريها و فعاليتهاي تشكلهاي صنفي معلمان با پشتيباني معلمان منجر به ارايهء لايحهء مديريت خدمات كشوري (نظام هماهنگ پرداخت) از سوي دولت سابق به مجلس شوراي اسلامي شد و مجلس هفتم در اولين روز كاري خود با «الزام دولت به تصويب كليات اين لايحه آن را افتخار مجلس هفتم ناميد و تحقق همهء وعدهها و پاسخ به همهء خواستههاي بر حق فرهنگيان را منوط به اجراي اين لايحه كرد.» اما با گذشت بيش از سه سال از تصويب كليات اين لايحه به دليل ايرادات متعدد شوراي نگهبان و همچنين مخالفت و مقاومت شديد دولت در برابر اجراي آن عملا اين لايحه از دستور كار مجلس و دولت خارج شد.» اين بيانيه ميافزايد:«در همين مقطع (ماههاي دي تا اسفند 85) تشكلهاي صنفي فرهنگيان تحت عنوان شوراي هماهنگي تشكلهاي صنفي كه از اتحاد كانونهاي صنفي معلمان سراسر كشور شكل گرفته است در پاسخ به خواست عمومي فرهنگيان تجمع آرامي را در مقابل مجلس شوراي اسلامي و به منظور تاكيد بر خواست فرهنگيان بر اجراي بدون قيد و شرط لايحهء مديريت برگزار كردند كه حضور چندين هزار نفر از فرهنگيان در تجمعات خودجوش بعدي گواه روشني بر خواست قلبي و ارادهء جمعي معلمان براي پيگيري اين لايحه بود; تجمعاتي كه هر بار با متانت كامل آغاز و بدون هيچگونه برخورد و مسالهاي پايان مييافت و نظم و همدلي فرهنگيان ميتوانست، الگوي مناسبي از مردمسالاري را در نظام جمهوري اسلامي ايران به نمايش بگذارد و جا داشت كه مسوولان محترم با پاسخ به موقع و منطقي به اين تجمعات آرام پايان داده و لبخند رضايت را بر لبهاي مردان و زنان حاضر در مقابل مجلس بنشانند.» كانون صنفي معلمان ايران در بيانيهء خود دربارهء برگزاري مراسم روز جهاني معلم ميگويد:«كانون صنفي معلمان ايران حق خود ميداند كه به مناسبت 13 مهر 55 اكتبر) روز جهاني معلم مراسمي ويژه همگام و همسو با ساير معلمان جهان برگزار كند. بنابر اين از مسوولان محترم در وزرات كشور، وزارت آموزش و پرورش و استانداريها تقاضا ميشود به اين حق قانوني فرهنگيان احترام گذاشته و تمهيدات لازم را براي برگزاري مراسم اين روز فراهم كنند.» اين بيانيه تاكيد ميكند: «روز پنجشنبه 12مهرماه در نوبت صبح و عصر نخستين جلسهء شوراي هماهنگ معلمان مدارس سراسر كشور را تحت عنوان زنگ همبستگي معلمان برگزار و ضمن تبادل نظر پيرامون مسايل آموزشي، تربيتي وصنفي معلمان با امضاي تومارها و ارسال آن به مجلس شوراي اسلامي، برخواست خود مبني بر اجراي لايحهء مديريت خدمات كشوري و رفع مشكل فعالان صنفي تاكيد ميكنيم<< | |||
|
....................................
|
متاسفانه!!!
بلاگ کانون صنفی معلمان (تهران) ایران
برای چندمین با فیلتر شد.
حتی آدرس زیر http://ksmt4.blogfa.com را که برای
اینچنین روزی پیش بینی شده بود .
فیلتر شده.
جز تو فریاد رسی نیست!
سبحانک یا لا اله الا انت
الغوث الغوث
خلصنا من النار یارب
|
| |||

آفتاب: دكتر حميد رضائيقلعه: شادي و طرب معنوي در ليالي قدر ضامن عروج مؤمنان به عالم علو است، ليكن همزمان تقارن ايام با ضربت خوردن فرق سر و شهادت امير متقيان علي سلامالله عليه يك و نيم هزاره است كه دلها را سوزانده و جانها را به سوگ نشانده است.
ساعتي خود را وقف علي كردم و به عظمتش انديشيدم. با تلاشي جستجوگرانه به معرفت علي و شناخت كمال وجودياش اهتمام كردم. در ذهنم به هر سرايي كه سير ميكردم علي را بر تارك عرصههاي حقيقت و جلودار رهروان حق ميديدم.
در وادي زهد و عبادت و تقوي، در پهنه عدالت و ظلمستيزي، در عرصه علم و ادب، در دنياي شجاعت و شهامت، در منزلگاه دينداري و قضاوت و حكومت و جان كلام در هر موضعي كه مينگريستم تلألؤ نام علي را آنگونه مييافتم كه درخشش آن دلها را لطيف و ديدگان را به زيباترين طريق ميشست و نوراني ميكرد.
به ياد گفتهاي از دكتر جرج جرداق آن طبيب مسيحي افتادم كه در كتاب «الامام علي صوت العداله الانسانيه» آورده است. او ميگفت: «اي روزگار، كاش ميتوانستي همه قدرتها را، و اي طبيعت، كاش ميتوانستي همه استعدادهايت را در خلق يك انسان بزرگ، نبوغ بزرگ و قهرمان بزرگ جمع ميكردي و يك بار ديگر به جهان ما يك علي ديگر ميدادي». آري، علي فرياد عدالت و انسانيت است، علي نماد احسن همه آن چيزهايي است كه آحاد انسانها فارغ از هر گونه قوميت، نژاد، مليت و مذهبي كه بدان تعلق دارند به آنها سخت نيازمندند. علي منحصر به يك مذهب خاص نيست بل هر انساني كه به مفاهيم و ارزشهاي والاي انساني معتقد است به علي هم معتقد است.
بياييم همه لحظات را با شناخت علي قرين سازيم، جامه ريا را بركنيم و با صدق تمام، عليوار زندگي كنيم. هر آينه كه در خلوت خويش هستيم به او بينديشيم و راه و رسم عبادت خالصانه و تسليم محض حقايق شدن را از او بياموزيم. از او كه ملجأ بينام و نشان يتيمان و مسكينان بود اسوه بسازيم و با دريدن حايل و حجاب تظاهر، بيدريغ و بيمنت به ياري نيازمندان شتاب كنيم. از او درس فداكاري و حميت بگيريم كه باري در ايام شباب، جان مرادش را بر حيات خود مقدم داشت و با آرميدن در بستر او آماده زخم برداشتن از نيزههاي تيز اهل ظلمت شد و دگر بار با چشمپوشي از هلاكت آن خدوافكن بر رويش و فرونشاندن غضب، جوانمردي را به كمال رسانيد.
از علي عبرت بگيريم كه چگونه ميتوان شويي نيك و پدري مهربان بود. عبرت از ياري فاطمه در سراي و پرورش نيكو خصالاني چون حسن و حسين و زينب. از او بياموزيم كه معناي شهامت و شجاعت چگونه است؟ علي را در ثقيفه ببينيم و تحمل و سكوت او را در مقابل سلب حق مسلمش كه بيست و پنج سال به درازا كشيد نظاره كنيم و درسهاي اولي دانستن سرنوشت اسلام بر حقوق فردي و با اهميت و ضروري پنداشتن وحدت جامعه اسلامي را از او فراگيريم.
از او ياد بگيريم كه براي به مخاطره نيفتادن امنيت ثغور سرزمين اسلامي در برابر خصومت پيشگان، طريقي برنگزيد كه خصم را به تفرق مسلمين اميدوار سازد و او را براي هجمه به حدود مملكت اسلام مهيا نمايد. اگر بياختيار از تنهايي علي و ستمي كه بر او رفت سخت متأثر ميشويم، بهتر آن است كه سراغ گفتوگوهاي تنهايي علي در نيمههاي شب نخلستانها برويم و از چاههاي آن باغات بپرسيم كه علي با آنها چه ميگفت؟ به حجره ميثم تمار سري بزنيم و بيابيم كه علي چرا با ديدن دو طبق مجزا از رطب مرغوب و نامرغوب با دو بهاي مختلف برآشفت و خرماها را با يكديگر آميخت.
به محكمه برويم و علي را ببينيم كه چگونه قاضي را به سبب تفاوتي كه در خطابش بين او و طرف ديگر دعوي بود مورد انتقاد قرار ميدهد و از سوي ديگر به رغم آنكه ميدانست حق با اوست ولي به دليل در دست نداشتن سند و گواه به حكم قاضي در دادن حق به غير با كمال وقار و متانت تن ميدهد.
از علي بياموزيم كه باب تفحص غير را از احوال ديگران ميبندد و مريدانش را منع ميكند كه با كند و كاو در احوال ديگران و جستوجو در يافتن ضعف آنها باعث تجري در فسق شوند. آري، از علي ميتوان آيين صواب امر به معروف و نهي از منكر را آموخت.
استواري در رأي را هم بايد از او تلمذ كرد كه با تن ندادن به شرايط شوراي تعيين خليفه پس از ابوبكر و عمر، به صبر خود ادامه داد و نشان داد كه اوستاد اوستادان در پايبندي به حقيقت و اصول است.
از مبارزات و ايثارهاي علي در سالهاي نخستين بعثت پيامبر و هجرتش به مدينه و بيست و پنج سال تحمل و سكوت سنگين و عبرتانگيز او كه بگذريم؛ اكمل عدالت گستري در تاريخ بشريت را در چهره او و حكومت ديني پنج سالهاش ميبينيم.
برادرش عقيل كه به راستي در اداره زندگي عيالواريش محتاج است به او مراجعه ميكند. علي خليفه است و اموال و داراييها در دست او، در برابر تمناي كمكخواهي عقيل، ميله آتشين و گداخته را در دست برادر نابينايش ميگذارد و از او جويا ميشود كه آيا به سوختن علي در نار دوزخ براي كمك به خويشاوندانش از بيتالمال رضايت ميدهد؟
عدل علي آنچنان سخت است كه برادرش از او رويگردان ميشود و به خصم او معاويه پناه ميآورد. بايد درس مراعات حقوق مردم را از علي گرفت كه در برابر طلحه و زبير و خواهش آنها در فزونخواهي، با خاموش ساختن شمع بيتالمال و روشن كردن شمع خانه خود، ناگفتهها را به نيكوترين شيوه بيان كرد و راضي به تمكين اين خواستههاي نابجا نشد، هر چند طلحه، طلحهالخير باشد و زبير پسر عمهاش و هر دو از شخصيتهاي قابل احترام و محبوب پيامبر و حتي از حاميان علي در ثقيفه و كمككنندگان به خلافتش پس از عثمان و آنقدر مطرح كه خودشان نيز نامزد خلافت پس از عمر باشند .
در حكومت علي، واليش همان سه درهمي ميگيرد كه غلامش از بيتالمال ميگرفت. علي امام و خليفه مسلمين است ولي در زندگيش به نان جوين بسنده ميكند وعمارتش را در كوفه، محقر بنا مينهد. به او خبر ميدهند كه والي و كارگزارش در بصره در يك جشن عروسي حضور پيدا كرده كه سفرهاش رنگارنگ بوده و فقط اعيان و متمكنين در آن حاضر بودند، بدو نامه مينويسد و او را مورد نكوهش قرار داده و عزلش ميكند.
به نامه علي به مالك اشتر به هنگام نصبش به حكومت مصر نظري بيفكنيم و نكات نغز و ظريف رعايت حقوق بشري را در آن بيابيم.
از علي بياموزيم كه به رغم آنكه ميدانست عزل معاويه كه عمر همواره از آن احتراز ميكرد موجب شوراندن او و شعلهور شدن آتش جنگ خواهد شد، ولي رضايت نداد كه يك ناصالح در سرزمين اسلامي حكومت كند چرا كه استمرار اميري معاويه را شريك شدن خود در ظلم و ستمي ميدانست كه بر مسلمين ميرفت.
علي به جنگ معاويه در صفين رفت و توطئههاي قرآن بر سر نيزه كردن و اصرار بر ماجراي حكميت و بلاهت امثال ابوموسي اشعريها را ديد اما چون كوه استوار ماند و به تكليفش عمل كرد. به زعم جرداق معناي راستين حقوق بشر را همگان بايد از علي بياموزند، همان علي كه به چشم خود ميديد كه طلحه و زبير عزم مكه دارند تا با پيوستن به عايشه، غائلهاي عليه او به پا كنند ولي از زفتنشان ممانعت نكرد و در جنگ جمل در برابرشان ايستاد.
به نهروان رفت و با خوارج كه از انديشه تهي بوده و به ظواهر دين دلبسته بودند نبرد كرد. بلي، هر يك از نبردهاي علي با قاسطين، ناكثين و مارقين خود درسهايي هستند كه عبرت از آنها براي زندگي امروز ما مفيد و مثمرثمر خواهد بود.
و اما هر چند كه قلم اين راقم ناتوان و ضعيف است، ولي به سزا است كه از اين مجال اندك هم بهره جويد و از مظلوميت علي بنويسد. وقتي علي در محراب نماز صبح در مسجد كوفه ضربت خورده و به شهادت ميرسد و خبر آن در اقصي نقاط بلاد اسلامي انتشار مييابد, خيليها ميپرسيدند مگر علي نماز هم مي خوانده؟ و ...
آيا به مظلوميت علي كه شخصيتش شأن نزول يكي از آيات شريفه قرآن كريم است و با دادن زكات انگشتري به هنگام ركوع در نماز، مصداق حتمي ولايت و وصايت پس از پيغمبر اكرم ميباشد و حال پس از شهادتش در محراب نماز، بر اثر شايعات و خبرسازيهاي ناجوانمردانه مخالفان، مسلمين نقاط دور سرزمين اسلامي در نماز خواندنش تشكيك و ترديد ميكنند نبايد ناليد و گريست و از آن براي امروز درس گرفت؟
آري، بياييم و فرصت را مغتنم شمرده و در روزهايي كه مقارن با ضربت خوردن و شهادتش ميباشد، ظواهر حب و دوستي اين رادمرد و امير مؤمنان پا فراتر نهيم و با معرفت ابعاد و زواياي مختلف زندگي فردي و اجتماعيش، عبرت گرفته و در مقام عمل به تحقق آرمانهاي متعالي او در جامعه اسلاميمان ياري رسانيم.
|
كارمند نميتواند به جاي نان، سهام به خانه ببرد | |||||
|
. سخنگوي فراکسيون اصولگرايان مستقل از مسوولان دولتي پرسيده کدام کارمند حاضر است که به جاي نان و آب، سهام دولتي را سر سفره خانه اش ببرد. هادي رباني عنوان کرده که آنچه پس از تلاش 300 ساعته مجلس روي لايحه نظام هماهنگ پرداخت حاصل شده دادن سهام به جاي افزايش حقوق به کارمندان است که در نهايت اين پيشنهاد دولت جايگزين تمام نظرهاي نمايندگان مجلس شده است. |
عطاء الله مهاجرانی، وزیر مستعفی ارشاد در دولت خاتمی که به اتخاذ مواضع لیبرال و تساهل گرایانه مشهور و از سوي نیروهای متعهد فرهنگی داخلی نيز مطرود است، هم در سایت شخصی خود بار دیگر از احمدی نژاد تقدیر کرد.
مهاجرانی با اشاره به اشغال عراق نوشت:
همین خواب را برای ایران هم دیده اند.تقریبا همان سناریو دارد تکرار می شود.سلاح کشتار جمعی جایش را به پرونده هسته ای داده است.به جای القاعده هم در تحلیل ها از حزب الله و حماس و جهاد اسلامی سخن گفته می شود. سخن بر سر این نیست که ما از رییس جمهور ایران خوشمان می آید یا نه. طرفدار ولایت فقیه هستیم یا نیستیم. سخن بر سر این است که امریکا کشور ایران را می خواهد. آرزوی بر پایی همان سفارتخانه ای که سایروس ونس در خاطراتش نوشته است: سفارت آمریکا در تهران از وزارت خارجه امریکا در واشنگتن بزرگتر بود. با بیش از 1600 کارمند. لابد مثل سفارتی که آمریکایی ها در بغداد می سازند.
به گمانم در تحلیل مسایل ایران نمی توان به این نکته کلیدی توجه نداشت که آقای احمدی نژاد بهانه اهانت و ناسزاگویی ست نه این که امریکا با احمدی نژاد مشکل دارد. البته احمدی نژاد با صبوری، آمریکا را در موضع ضعف برهان و منطق قرار داده است.برای بوش نامه می نویسد. بوش جواب نمی دهد.دعوت به مذاکره و مناظره می کند، بوش جواب نمی دهد.می خواهد در محل قربانیان فاجعه 11 سپتامبر گل بگذارد و ادای احترام کند.نمی پذیرند.آخر سر هم در اجلاس مجمع عمومی در جلسه سخنرانی بوش می نشیند و با حضور خود ضعف منطق آمریکا را نشان می دهد.و حضور خویش را به رخ آمریکا می کشد.
تمامی این مواضع جهتگیری درستی است که نشان می دهد، کشور و ملت ایران آماده گفتگو و رفع مشکلات است. یادمان باشد که قطع رابطه ی سیاسی با ایران هم یک طرفه از سوی آمریکا انجام شد.
به گمانم موضوع و بحث فراتر از اصلاح طلب یا اصول گراست.در دفاع از ملت ایران و ایران و نظام جمهوری اسلامی که این مجموعه ها با یکدیگر اختلاف اصولی ندارند.حد اکثر بحث در مورد تفسیر و تاویل قانون اساسی و شیوه های اجرایی مبتنی بر همان تفاسیر ست.
اگر می خواهیم به سرنوشت عراق دچار نشویم.کشور ویران و تجزیه نشود.بیش از همیشه ی تاریخ-این نکته را به دلیل این که تاریخ خوانده ام می گویم-نیازمند انسجام ملی هستیم. حتی اگر با انواع بداخلاقی ها رویارو شویم. نبایستی موقعیت خطیر در پیش رو را دست کم بگیریم.به رغم انتقاد ها؛ بایستی دندان روی جگر گذاشت و از آقای احمدی نژاد هم دفاع کرد.تا طمع آمریکا نسبت به کشور و ملت ایران از بن برکنده شود.
تردیدی نیست، مفسران خبری که از واشنگتن و صدای آمریکا بوی کباب به مشام جانشان رسیده است و برای فرو پاشی جمهوری اسلامی روزشماری می کنند نمی توانند افق پیش رو را درست ببینند.بوی کباب و مهمتر از آن دود کباب راه دل و دیده را بر آنان بسته است.ندیده اند که چگونه عراق بر بنیاد دو دروغ اشغال شد؟
دیدگاه دوم
توهینی که از ایران شروع شد
نوشابه امیری nooshabehamiri@yahoo.com - پنجشنبه 5 مهر 1386 [2007.09.27]
من روزنامه نگاری ایرانیم . برایم مهم نیست در ماجرای دانشگاه کلمبیا"بازنده اصلی اسراییل باشد" یا نباشد؛ رئیس دانشگاه کلمبیا" در چنان پست معتبرى باقى بماند" یا نماند. من به جای"اخلاق سیاست" با واقعیت سرو کار دارم ،واقعیتی که می گوید: محمود احمدی نژاد پیش از کلمبیا، در تهران مورد تحقیر و توهین قرار گرفته بود. از همان موقع که با بی احترامی به ملت ایران، زمینه های نامحترم شدن خویش را فراهم آورد.
این فیلم جلسه است. دیدن آن، زمینه ایست برای بحث در واقعیت ها.
جلسه دانشگاه کلمبیا
روشن نیست ـ به شکرانه ریاست آقای احمدی نژاد و همفکرانش بر نظام اطلاع رسانی در ایران ـ که شایعه مربوط به شرط آزادی خانم هاله اسفندیاری در ازای سخنرانی در دانشگاه کلمبیا، درست است یا نه، اما اگر هم نباشد، آیا کسی منکر علاقه رئیس دولت نهم به حضور در"تیتر روزنامه ها"ست؟
احمدی نژادی کردن مطبوعات ایران،و البته به شیوه دولتمردان نهم، بر کسی پوشیده است؟ چرا نگران باشیم که این برخوردها به درد تیتر روزنامه ها می خورد؛ وقتی کسی خود انتخابی جز این ندارد؟
پس به انتخاب بنگریم و در عین حال، متن سخنانی را که قرار است در یکی از مهم ترین دانشگاه های جهان ایراد شود، بازخوانی کنیم. اینکه آنها چه گفتند و چرا گفتند، باز مسئله من نیست؛ اما بی تردید این مسئله من ایرانیست که رئیس جمهوری که "سقراط" می خوانندش و "معجزه هزاره سوم" است، در دانشگاه کلمبیا، قرار است از چه بگوید و با چه واژه هایی که پیش از این در سه سال ریاستش بر جمهوری اسلامی، نگفته باشد.
الحق و والانصاف خانم مترجم، همه احساسات خویش را بر ترجمه افزود. صدایش را بالا و پایین برد، به نرمی گفت و به تندی؛ دکلمه کرد بنده خدا؛ اما یک انشاء ساده دبیرستانی را کار دیگر هم مگر می شود کرد؟جملاتی مانند"انسان آلوده با حقیقت مقابله می کند"،"عالمان انسان را از جهل نجات می دهند"،"قلب باید از کینه خالی باشد"،"ما برنامه داشتیم که به قربانیان مظلوم 11 سپتامبر ادای احترام کنیم"، "عیسی چنین گفت.." ، "قران با اقرا آغاز می شود."... به چه کار می آید در یک محفل دانشگاهی؛ آن هم وقتی که باعملکرد خویش، جماعتی را آماده کرده ایم تا برای شنیدن "دیکتاتور کوچک سنگدل" هورا بکشند؟
برای طرح دو سئوال "هولوکاستی" که هزاران بار در طول دو سال گذشته، از سر غرض و مرض، تکرار شده، رفتن به دانشگاه کلمبیا لازم بود؟ آن هم وقتی که درصد قابل توجهی از دانشجویانی که الزاما "صهیونیست" نیستند و شاید حتی اسراییل را هم ندیده اند، اما کلاه های کوچک شان نشان از ایمان مذهبی شان دارد، سالن را پر کرده اند.
اصلا آقای احمدی نژاد، نماینده ایران بودند یا نماینده مردم فلسطین؟ این فرصتی بود که در اختیار حماس و مقتدی صدر گذاشته شده بود یا رئیس جمهور ایران؟ [بگذریم که می شد به زبان شیرین فارسی گفت به نام خداوند بخشنده و مهربان تا حاضران انگلیسی زبان فکر نکنند رئیس جمهوری ایران به زبان عربی سخنان خود را آغاز کرده]
نه؛ مشکل اینها نبود. مشکل آنجا بود که کسی که می گوید قلب باید از کینه خالی باشد، دانشجویان میهنش به جرم توهین به وی، روزها و روزها در بندهای انفرادی، شکنجه هایی می شوند که حتی رئیس کل دادگستری آن مملکت هم تاب شنیدنش را ندارد. آنجا که مطبوعات کشوری تنها به دلیل آنکه مدیحه سرای دولت نیستند ـ انتقاد که پیشکشان ـ یکی بعد از دیگری درهایشان تخته می شود و با شکایت دفتر رئیس جمهور. آنجا که کسی می گوید در ایران ما دست مادران را می بوسیم، اما زنان جوانی که در حرکتی مسالمت آمیز سخن از حق شان می گویند، به زندان و شلاق محکوم می شوند. آنجا که هنوز مهر لایحه زن ستیز خانواده مان خشک نشده است. آنجا که می گوییم در کشور ما همجنسگرا نیست و "پارک دانشجو" را انکار می کنیم.آنجا که از علم و عالم سخن می گوییم و استادان مان را به جرم دگر اندیشی،خانه نشین می کنیم. آنجا که از آزادی انتخابات می گوییم و سرداری را برای نظارت بر انتخابات می گماریم که "طرح محدودیت احزاب" را می ریزد، به این نیت که نه فقط اصلاح طلب حکومتی که"اصولگرای منتقد" هم در جمع یکپارچه ما باقی نماند.
نه، مشکل اینها نیست. مشکل این است که از صلح آمیز بودن برنامه هسته ای خود سخن می گوییم و دیگرانی را به جرم تلاش برای جا اندازی این تفکر به جاسوسی، متهم و زبان شان را می بندیم، رئیس سابق پرونده هسته ای را از سفری، نیمه کاره، باز می گردانیم و خود هر روز "خبرخوش اتمی"می دهیم. مشکل این است که نمی گوییم اگر آمریکا ابوغریب دارد برای خارجی ها، ما سوله های کهریزک را داریم برای آنها که به نام"اراذل و اوباش" شبانه و با نقاب بر صورت دستگیرشان کرده ایم و به سه سوت، بر دار. نمی گوییم ...
آری، واقعیت این است كه "روساى دانشگاه هاى ايران، اگر منتخب استادان و نه منتصب دولت بودند" آلان باید شديدتر ازرئیس دانشگاه کلمبیا به رييس جمهوری اعتراض مى كردند كه به عنوان "نماينده يك ملت مستقل و كهنسال" در طول زمانی کوتاه، با عملکرد خویش، جهان را چنان بر کشور ما شورانده که هر چه می توانست امتیازی باشد برای ما، شد چشم اسفندیار ما. کسی که با گفتار و رفتار خویش، "بن لادن را به یاد جهانیان" می آورد؛ آنکه ....
کوتاه کنیم این کلام را که می تواند به درازا بکشد؛ درازایی هم اندازه ستمی که بر ملت ما رفته است؛ و بگوییم آقای احمدی نژاد، پیش از رفتن به کلمبیا، آنگاه که احسان منصوری را به جرم توهین به وی، چنان به زیر مشت و لگد گرفتند که هنوز اشگ چشم مادر از آن درد خشک نشده؛زمینه های توهین به خویش را فراهم آورده بود. آن زمان که چنان بر سر منصور اسانلو کوبیدند که نور از چشمانش بگرفتند، آنگاه که معلمان را با نابکاران به بندهایی کشیدند که علم از اندوه آن گریست، کارگران گرسنه را به رگبار بستند تا شکم، نان را به فراموشی بسپارد، برکرد و ترک و بلوچ چنان تاختند که هجی"ملت" را فراموش کنند، روزنامه نگاران ایران را آواره جهان کردند و بر آنان که مانده بودند، ترس را هدیه.....از همان زمان توهین به آقای احمدی نژادآغاز شده بود و خود کرده را تدبیر نیست.
من از تمامی آن همایش شرم آور، از پس اشگ، تنها به پلاکاردی می نگرم که روی آن نوشته است:
"نه احمدی نژاد ایران است، نه بوش آمریکا".
نوروز: روز چهارشنبه چهارم مهرماه،9 نفر از اعضای کانون صنفی معلمان همدان به نامهای آقایان: نادر قدیمی، یوسف رفاهیت، یوسف زارعی، علی صادقی، هادی غلامی، جلال نادری،ع لی نجفی، مجید فروزانفر ومحمود جلیلیان که همگی از دبیران واموزگاران شهر همدان هستند، در شعبه 106 دادگاه انقلاب استان همدان حاضر شدند ودومین جلسه دادگاه آنها برگزار گردید.
به گزارش خبرنگار نوروز، اتهام معلمان تشویش اذهان عمومی ،صدور اطلاعیه وبرگزاری تجمعات غیر قانونی اعلام شد.در مقابل، معلمان با استناد به اصل 27 قانون اساسی از خود دفاع کرده ویاداور شدند که کانون صنفی معلمان همدان یک تشکل شناسنامه دار ودارای مجوز قانونی است.
این 9 نفر ازجمله 45 تن معلمانی بودند که روز 18 فروردین سال جاری در محل دفتر کانون همدان هنگام برگزاری جلسه عادی دستگیر شدند .افراد دستگیر شده از دو تا ده روز در بازداشت به سربردند وبا قید کفالت وقرار وثیقه موقتا ازاد شدند.برخی از این 9 نفر از هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری هم احکام تنبیهی در یافت کردهاند.
تاکنون یوسف زارعی به 36 ماه تبعید به ایلام ،نادر قدیمی به 60 ماه تبعید به خراسان شمالی ،هادی غلامی به 12 ماه انفصال از خدمت ،ویوسف رفاهیت به تقلیل دو گروه شغلی محکوم شده اند. در کنار مجازات فعالان صنفی طی روزهای گذشته برای بیش از 700 تن از معلمان عادی که در جریان اعتراضات صنفی شناسایی شده اند حکم کسر حقوق از 10 تا 200 هزارتومان صادر شده است.
چند تن از معلمان رزن نیز مشمول مجازات های اداری قرار گرفته اند که از جمله انها قلندر ،مرادی،حکمتی واحمدوند را میتوان ذکر کرد.این درحالی است که بسیاری از معلمان انتظار داشتند با توجه به آغاز سال تحصیلی جدید وتبلیغای وسیع مقامات دولتی در خصوص مهر ورزی ونیز تقارن این ایام با ماه مبارک رمضان جریان تعقیب ومجازات معلمان با عناوینی نظیر اقدام علیه امنیت و....متوقف شود.
مروري بر روزگار سخت فعالان معلم
شيرزاد عبداللهي - چهارشنبه 4 مهر 1386 [2007.09.26] روز انلاین
در حالي که با شروع سال تحصيلي جديد وحضور معلمان در کلاس هاي درس رئيس جمهور براين اعتقاد است که طراحي سازه ومعماري مدارس نيز بايد بر اساس مهرورزي انجام شود، جامعه معلمان کشور روز هاي دشواري را مي گذراند. انها حتي در حد واندازه کالبد فيزيکي مدارس مشمول مهر ورزي دولت قرار نمي گيرند.
پرونده شمار زيادي از فعالان صنفي پس از صدور کيفرخواست به دادگاه انقلاب ارجاع شده وتا کنون تعدادي از انها در برابر دادگاه حاضر شده اند. معلماني که در زمستان گذشته وبا درخواست تصويب لايحه مديريت خدمات کشوري وافزابش حقوق، چند اجتماع ارام در مقابل مجلس بر پا کردند هنوز از بهت وحيرت بيرون نيامده اند. انها هرگز تصور نمي کردند که اعتراضات ساده صنفي انها منجر به دستگيري هاي گسترده وصدور قرار وثيقه هاي سنگين شود. اکنون بعد از چند ماه از گذشت ان حوادث، فعالان صنفي به شعب دادگاه انقلاب احضار وبا اتهامات سنگين امنيتي روبه رومي شوند وتشکل هاي انها در معرض انحلال قرار گرفته است.
در شرايطي که وزير در مصاحبه هاي خودگفته است که براي کمک به معلماني که گرفتار مشکلاتي از قبيل زندان وتبعيد شده اند هر کاري از دستش بر ايد انجام مي دهد، هيات هاي رسيدگي به تخلفات اداري سازمان هاي اموزش وپرورش با تشکيل پرونده براي بيش از 200 تن از معلمان تا کنون احکام شديد وبي سابقه اي صادر کرده اند. سبک ترين حکم، توبيخ کتبي با درج در پرونده وشديدترين حکم انفصال از خدمات دولتي است که تاکنون دو تن از معلمان اصفهان به نامهاي حميد مجيري وسيدمجتبي ابطحي، ويک دبير رياضيات با 8سال سابقه خدمت به نام لقمان صداقت از شهربانه کردستان، حکم اخراج دريافت کرده اند. رايج ترين تنبيه تغيير محل جغرافيايي خدمت يا همان تبعيد است. معلمان تهراني به شهر هاي اطراف مثل اسلامشهر وشهر ري تبعيد شده اند. تعدادي از معلمان استان اصفهان براي مازندران، خراسان واستان مرکزي ومعلمان همداني براي ايلام وخراسان شمالي حکم تبعيد گرفته اند.
روند قضايي رسبدگي به اتهامات معلمان به کندي پيش مي رود. تاکنون سنگين ترين حکم قضايي براي عليرضا هاشمي دبير اموزش وپرورش منطقه 6 تهران و دبير کل سازمان معلمان صادر شده است. هاشمي به 3 سال حبس تعزيري محکوم گرديده است. يکي از معلمان مشهد ي به نام سيد هاشم خواستار عضو کانون نيز يکسال حبس تعليقي در پرونده خود دارد.
در اخرين مورد روز 5 شنبه 22 شهريور نوراله اکبري دبير تهراني عضو هيات مديره کانون صنفي تهران به اتفاق وکيل خود در برابر دادگاه حاضر شد. اتهام اکبري همچون بقيه فعالان صنفي شامل :تجمع به قصد برهم زدن امنيت کشور، تمرد از دستور پليس واخلال در نظم واسايش عمومي است. در کيفرخواست به مواد 610 و607 و618 قانون مجازات عمومي استناد شده بود. اما اکبري ووکيل او در دادگاه اين اتهامات را نپذيرفتند. اکبري مي گويد: "کار ماصنفي بوده وهيچ اقدامي عليه امنيت کشور انجام نداده ام وتمردي هم در کار نبوده".
همچنين روز 5 شنبه 22 شهريور، هادي لطفي نيا، رجبي ونجف ابادي، معلمان مشهدي در دادگاه انقلاب مشهد حاضر شدند وپس از پايان دادرسي به انها گفته شد که به زودي دادگاه حکم خود را صادر خواهد کرد.
پيش از ان رسول بداقي دبير شاغل در اسلامشهر وعضو مرکزيت کانون تهران روز 4 شنبه 21 شهريور در شعبه 15 دادگاه انقلاب حضور يافت تا پاسخگوي اتهامات انتسابي به استناد مواد 610 و607 و618 قانون مجازات اسلامي باشد. جهانگير راد وکيل بداقي اظهار اميدواري کرد که باتوجه به اغاز سال تحصيلي، دادگاه حکم برائت معلماني که وکالت انها را بر عهده دارد صادر کند. وي افزود: "موکلان من همگي عضو کانون صنفي بوده اند. کانون تشکلي است داراي مجوز قانوني اگر به دليل مشکلات اداري اين مجوز تمديد نشده موضوع قابل بحث وبر رسي است. به هر حال کانون داراي مجوز تاسيس است".
روز 20 شهريور نيز دادگاه دوتن از فعالان صنفي عضو مرکزي کانون، علي اصغر منتجبي ومحمدتقي فلاحي برگزار شد. خانم منيژه محمدي وکيل مدافع اين دو با اشاره به اينکه اين دو معلم تهراني جرمي مرتکب نشده اند، در دادگاه خواستار تبرئه انها شد.
دادگاه اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان همدان برگزار شد
امروز دادگاه ۹نفرازاعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان همدان به نام های آقایان: نادرقديمي، يوسف رفاهيت ، يوسف زارعي ، علي صادقي، هادي غلامي، جلال نادري، علي نجفي، مجيد فروزانفر ومحمودجليليان در شعبه ۱۰۶ دادگاه انقلاب استان همدان برگزار گردید. دادگاه در حالی برگزار گردید که منهمین بدون وکیل از خود دفاع کردند. آنها به اتهام تشویش اذهان عمومی و صدور اطلاعیه و برگزاری تجمعات غیر قانونی محاکمه گردیدند. لازم به ذکر است معلمان با استناد به مجوز کانون معلمان و اصل۲۷ قانون اساسی از خود دفاع نمودند . قاضی پرونده اعلام کرد به احتمال زیاد آنها طی هفته آتی احکام خود را دریافت خواهند کرد.
دانا
|
با سپاس
کانون صنفی معلمان ایران
۴/مهرماه/۱۳۸۶ |
بخشنامه بازنشستگی با 25 سال خدمت رسید ...
توجه توجه بازنشستگی قبل از اجرای نظام هماهنگ پرداخت ممنوع توجه توجه
امروز در اولین روز سالتحصیلی ۸۶-۸۷ بخشنامه ای به دست معلمان همدان رسید که در اجرای نامه
شماره ۶۰۴/۴۶۱۶۱- ۲۶/۶/۸۶ سازمان آموزش و پرورش استان همدان فرم تقاضای بازنشستگی همکاران با بیش از ۲۵ سال خدمت را ارسال کرده و از آنها خواسته شده که پس از پر کردن تقاضای باز نشستگی آن را به صورت دستی حد اکثر تا تاریخ ۳/۷/۸۶ به کارشناسی امور اداری تحویل نمایند.
یک کارشناس آگاه به امور اداری در این خصوص گفت: از آنجا که جزئیات چگونگی اجرا این بخشنامه ذکر نگردیده و همچنین با کسری میلیاردی بودجه آموزش و پرورش و عدم تمکن مالی و اعتباری این وزارتخانه برای پرداخت پاداش بازنشستگی در نظر است تا بجای پاداش نقدی به بازنشستگان سهام پرداخت گردد. این در حالی است که فعالین صنفی معلمان بازنشستگی این قبیل همکاران را قبل از تصویب لایحهی خدمات کشوری که از آن با نام "نظام پرداخت هماهنگ" نیز یاد میشود، صلاح نمی دانند و به این قبیل همکاران اکیدا توصیه شده قبل از امضای چنین فرمی از جزئیات اجرای بخشنامه آگاه گردند زیرا در صورت بازنشستگی زود هنگام و تصویب نظام پرداخت هماهنگ مزایای مصوبه های جدید شامل حال این دسته از معلمین نخواهد شد.

توجه داشته باشید زیر تقاضا نامه قید شده :
"اینجانب با آگاهی کامل نسبت به تکمیل این فرم اقدام نموده ام و در صورت موافقت اداره حق هیچ گونه انصراف نخواهم داشت"
پولي شدن آمادگي ها و کودکان دو زبانه
اما در مناطق محروم روستايي وعشايري، آموزش وپرورش تا 25 درصد از نيروي انساني ومنابع مالي اين دوره ها را تامين مي کند. البته اين تدبير کارساز نخواهد بود زيرا در اين مناطق فقر به اندازه اي گسترده است که خانواده ها ريالي هم بابت هزينه هاي تحصيلي فرزندان خود پرداخت نمي کنند. بنابر اين دوره پيش دبستاني را در روستاها بايد تمام شده فرض کرد. اين در حالي است که ايران با امضاي سندي در يونسکو متعهد شده است تا سال 2015 ميلادي75 درصد کودکان زير 6 سال را تحت پوشش آموزش هاي پيش دبستاني قرار دهد.
براساس آمارهاي دولتي از 7 ميليون کودک زير 6 سال کمي بيش از 500 هزار نفر آنها در بيش از 11 هزار مهد کودک دولتي آموزش مي بينند. اين رقم که کمتر از 8 درصد است تا پايان برنامه چهارم توسعه بايد به 20 در صد برسد. با واگذاري اين دوره به بخش خصوصي، آمار کودکان تحت پوشش پيش دبستاني به شدت کاهش خواهد يافت. اين تصميم دولت نشانه ديگري از عدم يايبندي مسئولان دولتي به مفاد قانون برنامه چهارم توسعه است زيرا در اين قانون بر تهيه واجراي برنامه هاي لازم براي گسترش آموزش پيش دبستاني وآمادگي به ويژه در مناطق دو زبانه تاکيد شده است.
مديران آموزش وپرورش در حالي به بهانه اجباري نبودن اين دوره از اجراي تعهدات خود شانه خالي کرده واين دوره را به موسسات خيريه ودارالقران ها واگذار مي کنند که که بر اساس اسناد آموزش وپرورش، آموزش هاي اين دوره بايد با نظام آموزشي همسو باشد ازجمله اهداف اين دوره تقويت علاقه به حضور در مدرسه، خواندن، شمردن، نقاشي کردن ويادگيري اصول اوليه ايمني وبهداشتي است. آموزش اين کودکان کاري است تخصصي وهمه جانبه وتحقق چنين برنامه هايي از عهده مراکزي که با اهداف خاص تاسيس شده اند بر نمي ايد.
توسعه مراکز آموزش پيش دبستاني مانند مهد کودک ها وآمادگي ها جلوه اي از توسعه وپيشرفت اقتصادي واجتماعي کشور و حضور زنان در عرصه هاي اجتماعي است. درحالي که به بهانه هاي مختلف زنان تشويق به ماندن در خانه مي شوند و سطح دستمزد زنان شاغل بسيار نازل است، پرداخت شهريه سنگين مهد کودک وآمادگي، بسياري از مادران را بر سر دو راهي ادامه کار وپرداخت تمام حقوق بابت شهريه وکرايه رفت وامد ويا خانه نشيني ونگهداري کودک يا کودکان خود سرگردان کرده است. در چنين شرايطي مادران با چه منطقي از کار در محيط بيرون از خانه دفاع کنند؟
مساله ديگري که ناديده گرفته شده افت تحصيلي وآمار بالاي مردودي هاي پايه اول دبستان در مناطق دو زبانه است. دوره پيش دبستانی فرصت مناسبي است براي اشنايي اين کودکان با زبان فارسي وتقويت زمينه هاي آموزشي انان.. باپولي شدن اين دوره، کودکان اين مناطق به طور قطع از چنين فرصتي بي بهره خواهند ماند. به راستي ساز و کار اتخاذ چنين تصميمات مهمي چگونه است وجايگاه مراکز کارشناسي مانند پژوهشگاه تعليم وتربيت در اين ميان کجاست؟
مهر با همه مهربان نیست...
خبرگزاری مهر - گروه اجتماعی: سرانجام "مهر" دیگری از راه رسید و بچه ها سر از پا نمی شناسند...
خریدهای سال تحصیلی دانش آموزان تقریبا تمام شده و فروشگاههای کیف و کفش، پوشاک و لوازم التحریر، که طی روزهای گذشته مملو از حضور بچه هایی بود که همراه والدینشان آمده بودند تا مایحتاج اولیه خود را برای رفتن به مدرسه تهیه کنند، روز اول مهر خلوت است.
چه شور و شوقی دارند بچه هایی که اولین سال حضور در مدرسه را می خواهند تجربه کنند. کودکانی که تا دیروز، فقط اسم مدرسه را از زبان خواهر و برادر خود شنیده بودند و یا در فیلم های تلویزیونی دیده بودند که سال تحصیلی چقدر زیبا و قشنگ است، حالا می خواهند قدم به "خانه دوم" بگذارند.
اما هستند دانش آموزانی در اقصی نقاط این سرزمین پهناور، که از نواخته شدن زنگ آغاز سال تحصیلی احساس خوشایندی ندارند. چون خانوداه های آنان، از توانایی مالی کافی برای تامین هزینه درس و مدرسه برخوردار نیستند و آنان مجبورند، در خانه بمانند و شاید بعد از چند صباحی، مشغول کسب و کاری شوند... زنگ آغاز سال تحصیلی برای آنان، زنگ یادآوری واقعیتهای تلخ زندگی است. واقعیتی که در مقابل دیدگانشان کمر پدر و مادر را خم میکند.
ابوالقاسم جامه بزرگ، مدیرکل دفتر پیش دبستانی و ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با عنوان این مطلب که برخی از والدین ناآگاه به جای ایجاد عوامل شادی آور، با ترسیم چهره ای مخدوش از مدرسه، نوآموزان را دچار استرس های بی دلیل می کنند، می گوید: این قبیل خانواده ها برای جلوگیری از شیطنت فرزندان در سن مدرسه، بدون در نظر گرفتن عواقب بعدی سعی می کنند از معلم، مدیر و معاون مدرسه تصویر ترسناکی بسازند...
متاسفانه این مقام مسئول در آموزش و پرورش، هیچ اشاره ای به این موضوع ندارد که برخی والدین هم می دانند مدرسه خوب است اما چه کنند که توان مالی برای فرستادن بچه های خود به "خانه دوم" را ندارند...
در سال تحصیلی 87 -86 ، یک میلیون و200 هزار نوآموز برای اولین بار وارد مدرسه می شوند اما شاید اگر همه نوآموزان این مرز و بوم در خانواده هایی با توان مالی مناسب زندگی می کردند، آمار کلاس اولی ها بیشتر از این بود.
بر اساس آخرین برآوردهای انجام شده، بالغ بر300 هزار ایرانی 11 تا 14 ساله داخل کشور که در سن تحصیل هستند، خارج از مدارس به سر می برند. و آیا واقعاً دور از ذهن است که بخش قابل توجهی از این آمار در اثر مشکلات مالی ایجاد شده باشد؟
منوچهر فضلی خانی، مدیرکل دفترراهنمایی تحصیلی وزارت آموزش و پرورش در این خصوص می گوید: در زمینه پوشش تحصیلی این افراد مشکل کمبود مدرسه وجود ندارد و مسائل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و... مانع از درس خواندن این بچه ها شده است.
وی می افزاید: در مناطق رستایی و دور افتاده، خانواده ها تمایل دارند فرزندان شان فعالیتهای کشاورزی، دامداری و... داشته باشند و تمایل چندانی به ادامه تحصیل دختران خود ندارند.
متاسفانه نبود عدالت اقتصادی و مشکلات ناشی از هزینه های سرسام آور زندگی در جامعه ، باعث شده که عده ای از خانواده ها به ناچار، از تحصیل بچه های خود چشم بپوشند و آنان را خانه نشین کنند.
از سوی دیگر شاهد رواج نوعی اشرافی گری در مدارس غیر انتفاعی هستیم. سعید ابوطالب نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به این موضوع میگوید: برخی از مدارس غیر انتفاعی خارج از استانداردها و تعاریف به صورت هتل اداره می شوند و در این مدارس به جای آنکه به تربیت و آموزش دانش آموز بپردازند به مسائل حاشیه ای پرداخته شده و در واقع از دانش آموز به عنوان یک اشراف زاده نگهداری می کنند.
همچنین فاطمه آجرلو عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس تأکید میکند: مدارس غیر انتفاعی نامتعارف در جامعه فاصله طبقاتی را تحمیل می کنند و آموزش و پرورش باید با نظارت قوی و موثر از بروز این مسئله جلوگیری نماید.
البته عدم تحصیل در مدارس غیرانتفاعی مشکل خانوادههای بیبضاعت نیست، چراکه امروزه بسیاری از کسانی که به قول معروف دستشان به دهنشان میرسد هم توانایی اینکه فرزندان خود را در مدارس غیرانتفاعی ثبت نام کنند، ندارند. اشرافی گری بخشی از نقض عدالت آموزشی است.
صحبت از تحصیل دانش آموزان در مدارس دولتی است. خانوادههای که از تمکن مالی مناسب برخوردار نیستند، از پس خرجهای مختلف تحصیل فرزند خود برنمیآیند. این خرجها میتواند شامل کیف و روپوش مدرسه و لوازم التحریر رنگارنگ باشد تا هزینههای متفرقهای که در مدارس به والدین تحمیل میشود. و پدر خانواده باید محرومیت فرزند خود را ببیند و زیر بار فشار این غصه کمر خم کند.
چندی پیش مدیرکل دفتر ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد: برگزاری جشن های هزینه دار مختلف به منظور جذاب تر کردن محیط مدارس تا جایی که دانش آموزان را دچار سرخوردگی و افسردگی نکند از نگاه ما مانعی ندارد.
وی در پاسخ به اینکه این جشن ها و فوق برنامه های این چنینی معمولابرای والدین هزینه هایی به دنبال دارد گفت : والدین مستمند و ناتوان می توانند در روزهای این چنینی فرزندان خود را به مدارس نفرستند و یا در ساعات برگزاری این برنامه ها بچه های خود را از آن معرکه خارج کنند چون آسیب های روحی ناشی از شرکت نکردن در این مراسم قابل گذشت نیست.
و آخر کلام اینکه به گفته علی باقر زاده، معاون وزیر آموزش و پرورش؛ چنانچه والدین دانش آموزان در سن تحصیل، بچه های خود را از رفتن به مدرسه محروم کنند، بر اساس قانون تا سقف یک میلیون تومان جریمه نقدی خواهند شد.
وی در خصوص خانواده هایی که توان تامین مالی هزینه تحصیل فرزندان خود را ندارند، می گوید: آموزش و پرورش مدعی کمک به محرومان است و از همین رو در تغذیه و خدمات افراد کمک رسانی می کند. لذا، دلیلی برای عدم حضور دانش آموزان در مدرسه وجود ندارد...
شاید عنوان این قبیل حرفها و جمله ها قشنگ و دلنشین باشد اما واقعیت این است که اگر خانواده های بی بضاعت یک میلیون تومان پول نقد داشتند، می توانستند آن را به زخم زندگی بزنند تا مجبور نشوند بچه های خود را به سراغ کارهایی بفرستند که از هر جهت، خطرات و آسیب هایی به همراه دارد.