باج خواهي ممنوع حركت صنفي است
معلمين استان همدان و ساير نقاط كشور در تمام دولت ها ي تشكيل شده بعداز انقلاب و در همه اداور مجلس شوراي اسلامي نمايندگاني داشته و دارند تا آنجا كه به جرات مي توان گفت معلمين در اداره كشور بطور مستقيم دخالت داشته اند. قصد نگارنده به چالش كشيدن نقش معلمين در بروز و وجود تنگناها و متهم كردن آنها نيست . بلكه سعي دارد پاسخ مناسبي برا ي اين سوال كه چرا تا كنون معلمبن از اين موقعيت ها استفاده صنفي نكرده اند و از نفوذ و قدرت خود براي رفع تبعيض هايي كه اينك به آن مي تازند به موقع بهره نبرده اند؟
ببينيد ما ( معلمين ) بعد از انقلاب در تمام سطوح تا رياست جمهوري شاهد حضور معلمبن بوده ايم . آمار ها خود گوياي واقعيت هاي انكار ناپذير و تامل برانگيز ی است:
_آمار معلمين مبارز در رژيم ستم شاهي
- آمار معلمان بسيجي جنگ ديده
- امار حضور معلمين در رده هاي بالاي بسيج در طول دوران دفاع مقدس
- آمار شهداي معلم در جنگ تحميلي
- آمار معلميني كه به عنوان نماينده به مجلس راه يافته اند
- آمار معلميني كه در ساير پست هاي كليدي تا رياست جمهوري حضور يافته اند
- رجايي ريس جمهور
- باهنر نخست وزير
- خيل زيادي از معلمان به عنوان وزير و استادار و فرماندار و .....
پس مشكل چيست ؟ چرا با اين همه معلم در سطوح قانون گذاري و اجرايي و .... درد ما درمان نمي شود ؟
معلمان زماني مطالبات خود را مطرح نمي كردند . چون اعتقاد داشتند درد شان را نبايد نامحرم بفهمد . گلايه نداشتند و تحمل مي كردند. زماني از طريق همان ديدگاههاي مدني نمايندگاني به مجلس فرستادند و زماني اجماع كردند و با راي خود افرادي از صنف خود به ميان سران فرستادند. ديري نگذشت كه اين باور در بين معلمين شكل گرفت. كه درد معلم را معلمين گچ خورده دانش اموز ديده مي فهمند. آنها فهميدند كه مزاياي پست نمايندگي و استانداري و فرمانداري و .... فراموشي مي آورد!!! و ديري نمي گذرد كه اقايان فراموش ميكنند كه وام دار چه كساني هستند؟
با اين تفاسير بايد به معلم امروز حق داد كه خودش پيگير مطالباتش باشد . چرا كه راست ها با حمايت معلمان به قدرت رسيدند و به آنها توجه نكردند . چپ ها هم همين كار را كردند و اينك اصول گرا ها و تند روها مي گيرند ميزنند و زندان مي كنند.
معلمين به اين نتيجه رسيده اند كه نمايندگانشان يا جذب قدرت ميشوند و يا طميع مي شوند و يا دچار فراموشي ميشوند و يا تهديد و در اخر زندان مي شوند .
آنها نيك دريافته اند كه چپ و راست نيروي آنها را فقط براي به دست آوردن قدرت ميخواهند . لذا اين بار حركتي كاملا صنفي و به دور از جهت گيري هاي سياسي آغاز كرده اند . هر چند متهم به ارتباط با خارجي ها و .... شده اند اما اينبار نمي خواهند به هيچ جناح سياسي امتياز داده و يا مورد سوء استفاده جناحي ديگر قرار گيرند.
هيچ نماينده اي حق ندارد بدنبال سود سياسي و منفعت حزبي خود باشدو معلمين هوشيار باشند امثال حميد رضا حاجي باباي كه دنبال وزارت بود پرچمدار حركت عدالت خواهانه معلمان و مطالبات آنها نشوند.
..................................................................................
فرهنگ بسيجي يا بسيجيان فرهنگي
هر وقت اسم بسيج مي آيد . عظمت و روح اين نهاد مقدس و جايگاه آن جلو ه هايي از معنويت و زهد و تقوي و دلدادگي را برايم تداعي مي كند . يادم هست كه فرهنگ بسيجي ابتدا در جهاد سازندگي شكل گرفت و با نام ارتش بيست ميليوني دفاع از اهداف و دستا وردهاي انقلاب را در سر لوحه قرار داد تا جنگ تحميلي و ... كه بسيج يك اطوره و يك نهاد مقدس گرديد.
چند روز پيش نامه اي ديدم كه در ابتدا رهبر فرزانه انقلاب و سپس قانون اساسي و نمايندگان مجلس و دولت كريمه عدالت محور را ستوده و البته كمي هم به كاستي هاي معلمان اشاره نموده و در آخر حركت صنفي عدالت خواهانه و تبعيض ستيز معلمان را محكوم نموده و اعلان نموده كه اين گروه از فرهنگيان دانسته يا نادانسته اب به آسياب دشمن مي ريزند
. و از همه مهمتر اين كه زير آن را به نام فرهنگيان بسيجي استان همدان امضا نموده اند.آقايان يادشان رفته كه بسيج يك فرهنگ است و فرهنگي اين را مي داند كه همه اقشار جامعه چه رسما و چه غير رسمي مديون و وام دار اين فرهنگ هستند و مصادره كردن نام اين نهاد مقدس براي چماق كردن آن بر سر جريان هاي عدالت خواه و يا آمران معروف و ناهيان منكر (نگارنده معلمان را بزرگترين آمران به معروف و ناهيان منكر مي داند ) خرج كردن از كيسه انقلاب و ارزشهاي ملي و اعتقادي جامعه مي باشد . و اين را فرهنگيان نمي پسندند وگرنه در جمع خود مگر كم بسيجي دارند و يا معلم جانباز ندارند و يا بسيج را نمي شناسندو شايد فكر كرده ايد انها جبهه و جنگ را هم فراموش كرده يا اصلا نديده اند . معلمين حضور خود و بيان شفاف مطالبات را كافي ميدانند. و هشدار مي دهند كه منفعت طلبان و سود جويان از نام ارگانها و نهاد هاي مقدسي مثل بسيج به نفع و يا به ضرر هيچ صنفي استفاده نكنند. چرا كه اين چماقي خواهد شد كه هر روز مي توان آن را بر سري كوبيد . امروز به نام فرهنگي بسيجي بر سر فرهنگيان و ُفردا به نام دانشجوي بسيجي بر سر دانشجويان و چندي ديگر به نام روحاني بسيجي بر سر روحانيون و .....
يادمان باشد بسيج يك فرهنگ است نه يك صنف پس سوء استفاده ممنوع.
......................................................
همدان بعد از اعتصاب
- معلمان با نشاط و پر انرژي منتظر 9 و 12 ارديبهست هستند. و از توان خود آگاهي يافته اند .
- نامه هاي كسر حقوق براي معلميني كه در ايام بازداشت همكاران فرهنگي در تجمعات آرام و اعتراض آميز شركت داشتند به دست معلمان رسيد . معلمان با لبخند اسناد افتخارشان را از مديران دريافت نمودند .اين نكته در روحيه معلمان نشاط و توان بيشتري ايجاد نموده و اين را كمترين هزينه هاي حركت خود مي دانند.
- از سوي ادارات آموزش و پرورش استان همدان نامه محرمانه خيلي فوري به مدارس فرستاده شده و طي آن اسامي معلمان شركت كننده در اعتصاب سراسري 26 و27 فروردين خواسته شده.
- معلمين به اين اقدامات توجهي ندارند و بيانيه سراسري دهم فروردين كانون معلمان ايران را دنبال مي كنند.
- مديران هم مي توانند استعفا دهند.يكي از معلمان كه با ابراز همسويي زيركانه يك مدير و معذوريت هاي عنوان شده ايشان روبرو شده بود گفت : شما اگه واقعا دوست داريد و ميخواهيد همكارانتان را حمايت كنيد . مي توانيد به راحتي استعفا دهيد . خيلي راحت !!!
- بن 30 هزار توماني معروف به سبد كالا (و يا همان دانه مرغ ) در همدان توزيع شد . جلوفرو شگاه فرهنگيان همدان اين بن توسط كوپن فروشها 17000 تومان خريد و فروش ميشود. ( كاش فقط يكبار يكي از اين آقايان يك چنين بني ميگرفت و سر صف برنج تايلندي و چاي والفجر و گوشت يخي 4 ساعت مي ايستاد تا ميفهميد تحقير شدن يعني چه ....)
- هيئت هاي ارزشيابي و حراست هاي نواحي فعال شده اند و گهگاه معلمي را برا اداي توضيحات و پاره اي مذاكرات به صرف چاي تلخ احضار ميكنند.

